تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
است در عين حال كه وجوب رفق بر رعيت و اجراى عدالت و عمل به مساوات در بين مردم و پيروى فقط از مالك و فتاواى او را توصيه مىكند به نابود ساختن كتب بدعت و مخصوصا كتب غزالى نيز فرمان مىدهد ، در اين نامه تأكيد مىكند كه هرجا را براى يافتن آنها جستجو كنند و چون يافتند بسوزانند تا نشانش برافتد و كسانى را كه متهم‌اند كه كتابى از آن جمله را در دست دارند ، بخوانند و سوگندهاى گران دهند . « 1 » روشن است كه اين تعقيب ، منحصر به كتب اصول و كتب غزالى نبود ، بلكه شامل همهء مصنفات كلامى و فلسفى مىشد كه با تعاليم مرابطى سازگار نبودند و از آنها به « كتب البدعه » تعبير شده است . عده‌اى از متفكرين اندلسى قربانى اين تعقيب شدند . از آن جمله علامهء صوفى ابو العباس احمد بن محمد صنهاجى اندلسى معروف به ابن العريف كه او را امير المسلمين على بن يوسف از شهر خود المريه به مراكش تبعيد كرد . « 2 » حكام مرابطين در اندلس - چنان كه بر مىآيد - نمىتوانستند از طغيان و سركشيهاى سپاهيان و بندگانى كه تابع ايشان بودند ممانعت كنند . اينان گاه در حق ساكنين شهرها كه تحت امان دولت بودند مرتكب انواع تعدى و آزار مىشدند . وزير و كاتب بزرگ اندلسى ابو محمد عبد المجيد بن عبدون متوفى به سال 520 ه / 1126 م از دبيران اندلسى در خدمت دربار على بن يوسف در رسالهء خود كه در قضا و حسبت تأليف كرده در تحت عنوان « ذكر المرابطين » چنين گويد : « بايد كه جز صنهاجى يا لمتونى يا لمطى لثام ( نقاب ، دهان‌بند ) به كار نبرد . زيرا افراد حشم و بردگان كه نبايد لثام داشته باشند با لثام در برابر مردم ظاهر مىشوند كه آنان را بترسانند و مرتكب انواع فجور مىشوند . . . اين بردگان و حشم با بستن لثام خود را به شكل مرابطين در مىآورند و مردم نيز رعايت اكرام ايشان مىكنند ،
هامش
( 1 ) . نسخه خطى شمارهء 538 الغزيرى در اسكوريال . آن را دكتر حسين مونس ضمن ديگر اسناد مرابطين در مجلهء المعهد المصرى بمدريد چاپ كرده است ( شمارهء 3 سال 1955 ) ص 110 - 113 . ( 2 ) . ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 1 / ص 67 .