تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
آن يوسف بن تاشفين - كه تقريبا نيمى از عمر آن است - دولتى بود مجاهد در راه اسلام و بسيارى از فضايل نخستين خود را چون رفتار زاهدمنشانهء بزرگان دولت و مناعت و عدالت‌گسترى و تمسك به احكام كتاب و سنت ، حفظ كرده بود . مرابطين هنگامى كه براى نجات اندلس از دريا گذشتند و در آنجا فرود آمدند قصدشان جهاد در راه خدا بود و آنان بودند كه لشكرهاى اسپانياى مسيحى را در نبرد عظيم زلاقه فرو كوفتند و اندلس را از خطر سقوط رهانيدند و بعدها آن را در برابر مطامع آلفونسوى محارب پادشاه آراگون و آلفونسو ريمونديس پادشاه قشتاله حمايت كردند . كافى است كه نظرى به مراحل غزو و جهاد ايشان در اراضى اسپانياى مسيحى از نبرد اقليش در سال 501 ه تا نبرد افراغه در سال 528 ه بيفكنيم تا از دلاوريهاى سرداران مرابطين در دفاع از اسپانياى اسلامى در برابر اسپانياى مسيحى - كه بارها در اين كتاب به آن اشاره كرده‌ايم - آگاه گرديم . اما از سوى ديگر نبايد در ارزيابى اين گرايش به جهاد و اين صحنه‌هاى جهاد در اندلس ، راه مبالغه پيمود و نقص‌ها و قصورها را ناديده انگاشت . مثلا مرابطين آنگاه كه دشمن را در نبرد زلاقه آن‌چنان درهم شكستند مىتوانستند ، همتى كنند و شهر بزرگ طليطله را پيش از آنكه سپاه شكست خوردهء دشمن به تن و توش آيد باز پس گيرند . ولى در آن موقعيت مناسب دست به چنين كارى نزدند . آرى در آغاز عهد على بن يوسف براى باز پس گرفتن طليطله دو بار لشكركشى كردند ، يكى در سال 503 ه / 1109 م و ديگر در سال 507 ه / 1114 م ولى هر دو بار - با همه تلاشى كه كردند - ناكام و نوميد از ميدان جنگ بازگشتند و اين بدان سبب بود كه فرصت مناسب را از دست داده بودند . و چون اوضاع اسپانياى مسيحى پس از اندك زمانى روى در پريشانى نهاد و سرگرم جنگهاى داخلى شد ، مرابطين ديگر قادر به اقدامى عليه ايشان نبودند ، زيرا محمد بن تومرت در مغرب علم شورش برافراشته بود و مرابطين نمىتوانستند سپاه لازم را به اندلس بفرستند . خطاى ديگر مرابطين كه به ارزش مجاهداتشان در اندلس لطمه مىزند وضعى است كه در دفاع از شهر سرقسطه اتخاذ كردند . ديديم كه چگونه مرابطين و اميرشان ابو طاهر تميم بن يوسف به نداى فرياد خواهى شهر منكوب گوش فرا ندادند و در رهايى آن سعى نورزيدند و ترجيح دادند كه به سلامت لشكر خود را از آنجا دور
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 441 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان