خود ، با معتمد بن عباد و هلاكت او در زندان اغمات بدان وضع دردناك يكى از عوامل انتقاد از مرابطين بود . زيرا معتمد بن عباد در ايام حبس ، حبسيههاى سوزناك سروده كه با وجود آن همه خطاها و معايب كه از او برشمردهاند باز هم او را به صورت شهيدى درخور عطوفت بسيار ، جلوهگر مىسازد . بويژه در آثار نويسندگان مشرق - علاوه بر ادب و شعر اندلسى - آن حبسيهها را انعكاس بسيار است و اين خود سبب بدنامى مرابطين و سردار بزرگ آنان يوسف بن تاشفين تا عصر ما شده است .
عامل دوم ، سختگيريى است كه از زمان فرمانروايى على بن يوسف در باب كتب دينى و فلسفى و غير آن اعمال شد ، بويژه كتب مربوط به اصول و پيش از همه كتابهاى غزالى . پيش از اين از نفوذ فقهاى مالكى بر امير المسلمين على بن يوسف سخن گفتيم و شكى نداريم كه تعقيب و بازخواستى بدينگونه جز به الهام و تدبير آنان نتواند بود . اين سياست افكار عمومى را در اندلس برضد مرابطين تحريك كرد .
مخصوصا در مراكز علمى قلمها برضد ايشان به كار افتاد يا لا اقل در خدمت ايشان قرار نگرفت . ازاينرو در ادب اندلسى - از نظم و نثر - مدايح شعرا يا اتحاف رساله يا كتابى به نام مرابطين يا امرايشان بسيار نادر است .
عامل سوم ، حملههاى سرسختانهء مهدى محمد بن تومرت عليه مرابطين است .
به نظر ما اين حملهها براى درهم شكستن هيبت ايشان و بدنام كردنشان در دين كه خود اساس حكومت ايشان بود ، بزرگترين خطر را در بر داشت . ابن تومرت وقتى به خلاف مرابطين برخاست و تيرهاى اتهام خويش به سوى آنان رها كرد هيچ جاى سالم باقى نگذاشت . آنان را خوارج برضد شريعت اسلام خواند و گفت كه مرتكب منكرات مىشوند و حرامهاى خداوند را حلال كردهاند . شراب مىخورند و ساز و آواز گوش مىدهند و مرتكب انواع فسق مىگردند و اموال مردم را غصب مىكنند و از اينگونه اتهامات كه اتفاقا در شهرهاى بزرگ مرابطى يا در دستگاه دولت ايشان نمونههايى وجود داشت كه سخنان ابن تومرت را تأييد مىكرد . ابن تومرت تا خود زنده بود دست از اين حملات برنداشت و چون او بمرد جانشينانش راه كينتوزى او را ادامه دادند تا آنگاه كه دولت مرابطين ساقط شد و آثارش محو گرديد .
ترديدى نيست كه دولت مرابطين در تمام دوران فرمانروايى مؤسس بزرگ
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 440
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٤٠