چون سال پانصدم هجرى برسد به پيامبر عربى ايمان آورند و به اسلام گردن نهند و اكنون زمان آن فرا رسيده كه مسلمان شوند . يهوديان اندلس همه در شهر اليسانه گرد آمده بودند . اليسانه اختصاص به اين قوم داشت و تنها يكى از ربضهاى آن مسلماننشين بود و اين مسلمانان را با يهود آميزش نبود . يهوديان اليسانه از ثروتمندترين يهود عالم بودند . چون امير المسلمين بر اين شهر گذشت ، درصدد برآمد كه بنابر آنچه فقيه قرطبى گفته آنان را وادار به اسلام كند ، ولى فقيه ديگر فتوى داد كه مىتوان از ايشان فديه گرفت و بر دين خود رهايشان ساخت . يهوديان مبلغ هنگفتى پرداختند و دين خويش حفظ كردند . « 1 » اين سياست مالى در عهد پسرش على بن يوسف نيز ادامه داشت . على بن يوسف بر صابون و عطر و مس و نخ نيز مالياتى معين كرد همچنين بر هرچه خريد و فروش مىشد چه كم و چه زياد به نسبت بهايش ماليات نهاد . « 2 » حتى براى جمعآورى باج و خراجها ، مسيحيان و روميان را به استخدام درآورد . « 3 » و چون احوال دولت مرابطى در اثر قيام محمد بن تومرت پريشان گرديد ، نفوذ مسيحيان در لشكر افزون گرديد و در كارهاى مالياتى نيز سخت مورد حمايت و اعتماد او واقع شدند . زيرا اينان در اخذ ماليات از مسلمانان شدت عمل به خرج مىدادند ولى همچنانكه هرجومرج در همهء شئون دولتى پديد آمده بود ، امور مالى نيز نابسامان شده بود .
2
در باب ماهيت دولت مرابطين و ماهيت وسائل آن در فرمانروايى ، ميان مورخين اختلاف نظر است . برخى به شدت بر آن تاختهاند و به انواع صفات ناشايست متصفش ساختهاند و برخى برعكس زبان به مدح و ثنايش گشودهاند . از
هامش
( 1 ) . الحلل الموشيه ، ص 58 . الادريسى ، وصف المغرب و ارض السودان و مصر و اندلس ( طبعدوزى ) ص 205 .
( 2 ) . الادريسى ، همانجا ص 70 .
( 3 ) . الحلل الموشيه ، ص 61 .