مسيحيان افتاد و بنى هود از آنجا بيرون آمدند ، ابراهيم بن همشك به قشتاله رفت و چندى در خدمت پادشاه قشتاله بود ، سپس ترك خدمت مسيحيان نمود و به اندلس آمد و پس از اعلان توبهء خود به خدمت مرابطين درآمد . چون يحيى بن غانيه از سوى تاشفين بن على بن يوسف در سال 538 ه / 1143 م به امارت قرطبه منصوب شد به خدمت او پيوست . هنگامى كه قاضى ابن حمدين در سال بعد در قرطبه شورش كرد و خود را امير المؤمنين ناميد و ابن غانيه در منطقهء غربى با شورشيان جدال مىكرد ابن همشك را به قرطبه فرستاد كه ميان او و ابن حمدين طرح صلح افكند .
ولى حوادث در قرطبه به گونه ديگر بود . دامنه شورش در اندلس گسترش يافته بود و در شهرهاى شرقى پىدرپى انقلاباتى در مىگرفت . ابن همشك به ابن عياض پيوست كه در آن ايام بر بلنسيه غلبه يافته بود . اندك زمانى نگذشته بود كه براى ابن همشك فرصتى پيش آمد تا دژ شقوبش را اشغال كند و پس از آن بر شهر شقوره « 1 » در شمال شرقى ابده و نزديك به آن مستولى شود .
كار ابن همشك بالا گرفت . در روايت ديگر آمده است كه بعدها بر شقوره دست يافت يعنى زمانى كه ابن مردنيش او را بدين مهم فرستاد . چون بلنسيه و مرسيه به دست محمد بن سعد افتاد ، ابن همشك به دو پيوست و محمد بن سعد دختر خويش را به او داد و روابط دوستى ميان ايشان استوار گرديد . ابن همشك از بزرگترين ياران و سرداران سپاه او بود . ابن همشك در واقع دليرترين سرداران اندلس بود . با موحدين چندبار جنگيد و دليريها نمود . « 2 »
4
از حوادثى كه در سالهاى اول حكومت ابن مردنيش در شرق اندلس اتفاق افتاد آگاهى زيادى نداريم ، جز اينكه پس از اندك زمانى كه به حكومت بلنسيه و
هامش
( 1 ) . به اسپانيايىarreiS ed arugeS( 2 ) . ابن الخطيب ، الاحاطه ، ج 1 / ص 306 و 307 .