در اين نبرد چنان كه پيش از اين آورديم مسلمانان پيروز شدند . عم او عبد اللّه بن محمد بن سعد بن مردنيش داماد ابن عياض و نايب او در بلنسيه بود ، كه بارها از او ياد كرديم .
محمد بن سعد انظار محققان را به نام و لقب و صفات خود جلب كرده است و ازاينرو در باب حقيقت اصل و نسب او سخنها گفته شده . برطبق برخى روايات او جذامى است و برطبق روايات ديگر تجيبى است « 1 » و بنابراين بايد اصل عربى داشته باشد . اما در لقب او ، ابن مردنيش ، و در صفات و سلوك او چيزى است كه در اين نسبت ايجاد ترديد مىكند . ظن قوى اين است كه او از مولدين يا به عبارت ديگر مسلمانان اسپانيايى الاصل است . اجدادش به اسلام گراييدهاند . بعضى مىگويند كه مردنيش تحريف شدهء اسم اسپانيايى « مرتنيث »
zenitraM
يا
izinitraM
يعنى « پسر مرتين » است . شايد هم تحريف شدهء
suinodraM
است كه يك خاندان بيزانسى در منطقه قرطاجنه است « 2 » .
از سوى ديگر صفات و سلوك ابن مردنيش بدانگونه كه در روايات عربى تصوير شده اين گمان را كه او به عنصر مولدين نسبت دارد تأييد مىكند . ابن مردنيش دوست داشت به مسيحيان ( قشتاليان ) تشبه جويد . در جامه و سلاح و زين و ستامش مانند آنها بود . به زبان قشتالى نيكو تكلم مىكرد و سخن گفتن به آن زبان را دوست داشت . بسيارى از مسيحيان مزدور را از قشتاله و قطلونيه و بشكنس به سپاه خود داخل كرده بود و براى ايشان محلات و لشكرگاهها ترتيب داده بود و در آنجا اسباب رفاه ايشان حتى ميكدهها ، مهيا ساخته بود . به آنان صلات فراوان از اموال و اقطاعات ارزانى مىداشت . و در اين راه آنسان پيش تاخت كه به يكى از شواليههاى بشكنس به نام يدرو دثاگرا ، شهر شنتمريه ابن رزين را با همه بازارها و اراضىاش به اقطاع داد و اين شواليه در آنجا يك مركز اسقفى تأسيس كرد « 3 » . ابن مردنيش
هامش
( 1 ) . ابن الخطيب ، الاحاطه ، ( چاپ قاهره ) ج 2 / ص 85 .
( 2 ) .ed . pseD y . daceD ; aredoCو نيز. 563 . p . I . V ) 1881 ( sehcrehceR : yzoD . 113 311 . p , sedivaromlA sol( 3 ) . مراد شنتمريهء شرقى است كه به اسپانيائىnicarrablAناميده مىشود و در عهد امراى