محمد مسوفى به اندلس فرستاد . براز بن محمد ، پيش از اين از سرداران سپاه امير تاشفين بن على بود كه پس از كشته شدن او به موحدين پيوست . عبد المؤمن سپس لشكر ديگرى همراه با موسى بن سعيد به يارى او گسيل داشت ، سپس لشكر سومى به سردارى عمر بن صالح صنهاجى . كار اصلى موحدين در شبه جزيره قتال با لمتونيان مرابط و شورشگران - هر دو - بود . گذشتن اين لشكر موحدى از دريا در محرم سال 541 ه بود . موحدين اول بر طريف و جزيرة الخضراء مستولى شدند . سپس به شريش لشكر راندند . فرمانرواى شريش ابو الغمر بن عزون و پسرش به ايشان پيوستند . لشكر موحدين آنگاه به لبله رفت . فرمانرواى لبله يوسف بن احمد بطروجى نيز گردن به اطاعت نهاد . موحدين سپس آهنگ ميرتله مركز پيشين ابن قسى كردند . ميرتله در اين هنگام تحت فرمان رقيب او سيدراى بن وزير بود . موحدين بر شهر غلبه يافتند ، آنگاه شلب را گرفتند و آن را به ابن قسى دادند و خود به باجه و از آنجا به بطليوس لشكر راندند .
اين دو شهر در قلمرو سيدراى بن وزير بود . بطليوس پيش از آنكه به دست ابن وزير افتد در تصرف دايى او عبد اللّه بن صميل بود . ابن وزير اطاعت خويش اعلان كرد و زندانى خود ، عمر بن المنذر را كه از « مريدين » بود آزاد ساخت . ابن وزير چون بر عمر بن المنذر غلبه يافت او را به زندان كرد و هم در زندان چشمانش را ميل كشيد .
عمر بن المنذر به شلب رفت تا در كنار همتا و همپيمان ديرينش ابن قسى بيارامد « 1 » .
موحدين در اين حملهء نخست شهرهاى غربى اندلس را در تصرف آوردند .
همهء اين شهرها در تصرف « مريدين » بود . سراسر اين فتوحات به ده ماه نرسيد .
همه اينها مقدمه بود براى يك هدف خطير ، استيلا بر اشبيليه .
موحدين با همه قواى خود رهسپار اشبيليه شدند . سران « مريدين » احمد بن قسى و سيدراى بن وزير و يوسف بطروجى نيز با قواى خود به آنان پيوستند . در راه كه مىرفتند بر طلياطه و حصن القصر مستولى شدند . اين دو قلعه در غرب اشبيليه بودند . هر دو سر به اطاعت نهادند . موحدين اشبيليه را محاصره كردند . از جانب دريا نيز ناوگان اندلسى به فرماندهى على بن عيسى بن ميمون صاحب قادس شهر را محاصره نمود . اين محاصره ديرى نپاييد . زيرا از اشبيليه تنها يك پادگان ضعيف مرابطى
هامش
( 1 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 204 . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 234 .