تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
اندكى بعد از آن زعيم شورش غرب اندلس يا زعيم شورش « مريدين » احمد بن قسى به ديدار او آمد . و اين بعد از خلع او و فقدان امارتش در شلب و ميرتله بود . سيدراى بن وزير صاحب باجه او را خلع كرده بود و ما پيش از اين در اين باب سخن گفتيم . همچنين در اوايل سال 542 پس از فتح مراكش هيئت بزرگى به رياست قاضى ابو بكر بن العربى و عده‌اى از بزرگان اشبيليه از اشبيليه بيامد . اينان بيعت مردم اشبيليه را آورده بودند . در اواخر سال 545 و اوايل سال 546 كه عبد المؤمن در سلا بود و براى فتح افريقيه بسيج نيرو مىكرد ، هيئتهايى از شهرهاى مختلف اندلس برسيد كه جمعى از رجال مبرز اندلس ، از فقها و قضاة و زعماء و سرداران سپاه نيز در ميان آنها بودند . شمار اينان به پانصد مىرسيد . خطيبانشان اوضاع پريشان اندلس و احتمال خطر مسيحيان را به شرح باز نمودند و از تطاول آنها به قرطبه شكايت كردند و از او خواستند كه پاى در ركاب جهاد آورد و لشكر به اندلس برد . « 1 » آمدن اين هيئتها سبب شد كه عبد المؤمن به نيت خويش جامهء عمل پوشد و رسما در امور اندلس دخالت ورزد . اما در تاريخ و كيفيت اين مداخله اختلاف است . ابن ابى زرع صاحب روض القرطاس و كسانى كه از او روايت كرده‌اند ، گويند كه اين مداخله از اواخر سال 539 ه / 1144 م پس از آنكه عبد المؤمن تلمسان را فتح كرد ، آغاز شد . در اين تاريخ عبد المؤمن ده هزار سوار از موحدين را به سردارى ابو عمران موسى بن سعيد به اندلس فرستاد . اين سپاه در ساحل جزيرة الخضراء فرود آمد و نخستين شهرى كه فتح كرد ، شريش بود ، كه به صلح فتح شد . فرمانرواى شريش ، ابو الغمر بن عزون كه از بنى غانيه و از مرابطين بود ، با پادگانى مركب از سيصد سوار بيرون آمد و با عبد المؤمن بيعت كرد و به اطاعت او درآمد . از اين‌رو موحدين مردم شريش را « السابقون الاولون » ناميدند . عبد المؤمن املاك ايشان را از پرداخت باج و خراج معاف داشت و چون هيئتهايى از اندلس به سلام خلفاى
هامش
( 1 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، بخش سوم ص 22 . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 234 . الحلل الموشيه ، ص 111 . ابن ابى زرع روض القرطاس ، ص 125 . ابن الابار الحلة السيراء ص 200 .