تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
به خشم آمدند و يكى از خواص او را كه رئيس نگهبانان درگاه بود و لوشى ناميده مىشد برانگيختند تا كار او بسازد . اين توطئه به ثمر رسيد و توطئه‌گران به يارى لوشى توانستند از دروازه‌ها به درون روند و قصبه را تسخير كنند . ابن حسون به درون قصر تحصن جست و تا آنجا كه مىتوانست از خود دفاع نمود . چون برادرش كشته شد ، به مرگ يقين كرد و به درون خانهء خود رفت تا زنان و دخترانش را بكشد كه به دست دشمن اسير نگردند . آنان از چنگال او بگريختند و در اطاقها و پستوها پنهان شدند . در اين هنگام تصميم به سوختن كتب و ذخاير خود گرفت . سپس زهر نوشيد ولى زهر دير كارگر افتاد ، خود را به روى نيزه‌اى افكند نيزه سر از پشتش به درآورد . در خون خود مىغلطيد كه دشمنان به قصر درآمدند و او را بدان حال يافتند . پس از دو روز يعنى در روز يازدهم ربيع الاول سال 547 ه / ژوئن سال 1152 م بمرد . پيكر او را بر دار كردند و سرش را بريده به مراكش فرستادند . يك سال بعد ( سال 548 ه ) كه موحدين بر مالقه مستولى شدند ، زن و فرزندش را گرفتند و دخترانش را به كنيزى فروختند . اكابر دولت جديد بعضى از آنها را خريدند . و اين پايان حزن‌انگيزى بود كه شورشگران نواحى با آن مواجه گرديدند . « 1 »

5

در همان ايام كه ابن حمدين در قرطبه و ابن اضحى در غرناطه شورش كرده بودند احمد بن محمد بن ملحان طائى نيز در وادى آش نزديك غرناطه قيام كرده بود . ابن ملحان نيز به خود دعوت كرد و بر قصبه غلبه يافت و خود را المتأيد باللّه لقب داد و به هر وسيله كه بود در استحكام مركز خويش تلاش ورزيد . اموال و ذخاير بسيار گرد آورد و مزارع وسيع در اختيار گرفت و فرمان داد شخم زنند و تخم بكارند تا به صورت يكى از توانگرترين مردم زمان خويش درآمد . كم‌كم بعضى از بلاد نزديك به خود ، از جمله بسطه را تصرف كرد و به قلمرو خود افزود و در
هامش
( 1 ) . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ص 255 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 330 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان