7
شورشها ، اراضى مثلث اندلس جنوبى را دربرگرفت . در رنده و شريش و قادس حكومتهاى مستقل تشكيل شد و بر فرمانروايى مرابطين نقطهء پايان نهاده شد .
در رنده مردى از اهل قلم به نام اخيل بن ادريس رندى قيام كرد و حكومتى مستقل تأسيس كرد . اخيل رندى چنان كه از نامش بر مىآيد اصلا از مردم رنده بود . دبيرى ادب آموخته و شاعرى توانا بود . در آغاز در دستگاه مرابطين سمت دبيرى داشت .
چون ابن حمدين قيام كرد او را در زمرهء خواص خويش درآورد و دبيرى خويش داد ، زيرا در آن هنگام كه ابن حمدين قضاى قرطبه را برعهده داشت اخيل رندى مورد اعتماد و وثوق او بود . آنگاه كه مرابطين قرطبه را به دست ابن غانيه بازپس گرفتند و حكومت ابن حمدين سقوط كرد ، اخيل به شهر خود رنده رفت . ديد اوضاع شهر پريشان است و هيچ ضابطهاى در كار نيست ، ازاينرو دعوى استقلال كرد و شهر را در ضبط خويش آورد . بعضى از دشمنانش در فروافكندن او سعى كردند و به ابو الغمر بن السائب بن عزون فرمانرواى شريش پيام دادند كه به رنده رود و بر آن غلبه يابد . ابو الغمر نيز اجابت كرد و رهسپار رنده شد و توانست با فريب دادن اخيل بدون جنگ بر قصبه مستولى شود و اموال اخيل و اموال اصحابش را بگيرد . اخيل جان خود برهانيد و به مالقه گريخت . سپس از دريا گذشته به مغرب رفت و در مراكش به ابن عطيهء وزير پيوست . ابن عطيه گرامىاش داشت و مساعدت كرد كه بعدها اموالش را بازستاند . چون موحدين بر اندلس مستولى شدند او قضاى قرطبه يافت ، سپس قضاى اشبيليه . در سال 516 ه / 1166 م در اشبيليه وفات كرد .
اخيل رندى اديبى بارع و شاعرى توانا بود . « 1 »
ابن عزون پيشاپيش شورشيانى بود كه خلع طاعت مرابطين كردند . در شهر خود شريش قيام كرد و حكومتى مستقل تشكيل داد . در همان هنگام احمد بن قسى
هامش
( 1 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 222 .