4
عبد المؤمن به مراكش بازگرديد تا توطئهاى را كه در غياب او رخ داده بود و نزديك بود تخت حكومتش را سرنگون سازد ، در نطفه خفه كند .
دو عامل اصلى اين توطئه برادران محمد بن تومرت بودند : ابو موسى عيسى و ابو محمد عبد العزيز . اين دو از آن وقت كه عبد المؤمن به جاى المهدى قرار - گرفت و ميراث او را از آن خود ساخت همواره منتظر فرصتى بودند تا او را از ميان بردارند . ازاينرو پيوسته ناآراميهايى پديد مىآوردند و بسيارى از هرغه ، قبيلهء ابن تومرت آن دو را يارى مىدادند . عبد المؤمن با آنكه مىدانست كه آن دو برادر كينهء او را به دل دارند و از جادهء وفاق منحرف شده ، با بد انديشان مى - آميزند ، چشمپوشى مىكرد و صلات و نفقات ايشان را بدانسبب كه برادران المهدى بودند به حد وفور مجرى مىداشت و به اين بسنده مىكرد كه گاهى نصيحتى كند .
چون عبد المؤمن براى فتح افريقيه لشكر بدان صوب كشيد ، دو برادر احساس كردند كه فرصت فرارسيده است . در آن هنگام در فاس بودند و جمعى از كسانى كه در دل با عبد المؤمن مخالفت مىورزيدند گردشان را گرفته بودند . آن دو با ياران خود از فاس به مراكش رفتند . در آنجا موفق شدند جماعات ديگرى را نيز تحريك كنند و آتش فتنه در شهر برافروزند . در نتيجه آن آشوب ، والى مراكش عمر بن تفراجين سپيده دم كه به مسجد جامع مىرفت ، به قتل رسيد . عبد المؤمن در اواخر سال 545 ه در سلا بود كه از حادثهء مراكش خبر يافت . وزير ، ابن عطيه را برفور به مراكش فرستاد تا بنگرد كه چه بايد كرد . ابن عطيه پس از دو روز به مراكش وارد شد و توانست در حال آتش فتنه را فرونشاند و دو زعيم آن ، عيسى و عبد العزيز را دستگير سازد . البيذق مىگويد : خليفه به قتل مخالفان از قبيلهء هرغه و اهل تينملل فرمان داد ولى برادران المهدى را زنده گذاشت و به فاس فرستاد تا در آنجا تحت نظر جيانى والى فاس زندانى شوند « 1 » . ولى صاحب البيان المغرب
هامش
( 1 ) . اخبار المهدى بن تومرت ، ص 116 .