تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
مىزيستند . در همان هنگام كه موحدين مىپنداشتند كه با فتح مراكش به ذروهء قدرت و اوج سلطهء خود رسيده‌اند ، نخستين شورش بزرگ برضد وحدت دينى و سلطهء سياسى ايشان آشكار گرديد . اين شورش در بلاد جزوله در مغرب بلاد سوس بود . در آنجا كسى به نام محمد بن عبد اللّه بن هود موسوم به الهادى قيام كرد . اصل او از سلا بود پيشهء گازرى داشت . چون دعوت موحدين انتشار يافت و آنان بر سلا مستولى شدند او دعوى هدايت مردم كرد و خود را الهادى لقب داد . به سال 541 ه به سوى جنوب به اراضى جزوله در حركت آمد و در رباط ماسه فرود آمد . و بدان سبب كه در رباط ماسه فرود آمده بود ، او را الماسى نيز مىگفتند . « 1 » بسيارى از مردم از قبايل مختلف به دو پيوستند و دعوتش به سرعتى مدهش در همه جا منتشر شد و به زودى بر بلاد تامسنا و بلاد مصامده غلبه يافت و چند قبيله كه به آيين موحدين گرويده بودند ، چون حاحه و رجراجه و هزميوه و هسكوره بر دكاله اكنون به دو پيوستند و بيعت موحدين خلع كردند آن‌سان كه ديگر در اين نواحى جايى در اطاعت عبد المؤمن نماند ، نه در مغرب اوسط و نه در جنوب . مگر فاس و مراكش . گسترش اين دعوت بدين سرعت دليل بر اين است كه دعوت موحدين چنان كه بايد در دلها جاى نگرفته بود و مردم اگر هم اظهار ايمان كرده بودند از بيم هلاكت بوده است و اكنون كه برق شمشير ايشان از جلو ديدگانشان دور شده بود به همان سرعت كه ايمان آورده بودند مرتد شدند و به داعى ديگرى پيوستند . عبد المؤمن و مشايخ موحدين احساس كردند كه به زودى رشتهء كار از دستشان به در خواهد شد . مگر آنكه شورش ماسى را سركوب كنند . عبد المؤمن سپاهى به سردارى ابن يكيت و يحيى مستوفى معروف به انجمار بر سرشان فرستاد . ماسى با آنان مصاف داد و منهزمشان ساخت و بسيارى از ايشان را بكشت . در اين حال عبد المؤمن لشكرى گران كه از ميان سپاهيانش گزين كرده بود به قتال او گسيل داشت . طايفه‌اى از روميان ( يعنى مسيحيان ) مزدور نيز با او بودند ، و جمعى از تيراندازان
هامش
( 1 ) . الحلل الموشيه ، ص 110 .