سه ميلى مراكش شهرى است به نام تانسيفت . شهر بزرگى نيست ولى همواره آب در آن جارى است « 1 » .
در پانزدهم ماه شوال 541 ه يعنى سه روز پيش از سقوط مراكش قلعه تلمسان هم فتح شد و يحيى بن اسحاق مسوفى معروف به انجمار ، امير پيشين تلمسان نزد عبد المؤمن آمد . « 2 » يحيى بن اسحاق به اطاعت عبد المؤمن درآمده بود . ازاينرو عبد المؤمن او را اكرام فراوان كرد و خانه و زن او زينب دخت على بن يوسف و ساير اصحاب خويشان او را از تعرض مصون داشت « 3 » .
در خلال اين احوال هيئتى از اندلس به نزد عبد المؤمن آمدند . رياست آن با قاضى ابو بكر بن العربى المعافرى بود . چندى پيش پسرش عبد اللّه در حوادث اشبيليه كشته شده بود . ديگر اعضاى هيئت عبارت بودند از الخطيب ابو عمر بن الحجاج و ابو بكر بن الجدالكاتب و ابو الحسن الزهرى و ابو الحسن صاحب الصلاة و غير ايشان از زعماى اشبيليه و وجوه آن . عبد المؤمن استقبالشان كرد . قاضى ابو بكر و بعضى از همتايانش در برابر او خطبهاى بليغ ادا كردند . و بيعت مردم اشبيليه را كه به خط خود در طومارى نوشته بودند تقديم او كردند . عبد المؤمن ايشان را بستود و اطاعت ايشان بپذيرفت و آنان را جوايز و صلات داد . اين واقعه در اوايل سال 542 ه بود . چون هيئت به اندلس بازگرديد قاضى ابو بكر بن العربى در راه بمرد . در ماه جمادى الاخر همان سال . او را در فاس به خاك سپردند . آمدن اين هيئت از اشبيليه بزرگترين شهرهاى اندلس خود دليلى واضح بود كه اندلس به سرعت به جانب موحدين گرايش مىيافت . اين امر سبب آن شد كه موحدين در آتيه اشبيليه را به عنوان پايتخت دولت اسلامى در اندلس ، انتخاب كنند .
هامش
( 1 ) . ادريسى ، وصف المغرب و ارض السودان و مصر و اندلس ( برگرفته از نزهة المشتاق ) چاپ دوزى . ص 68 ، 69 .
( 2 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، بخش دوم ص 25 .
( 3 ) . الحلل الموشيه ، ص 111 و 112 . الزركشى ، تاريخ الدولتين ، ص 6 .