چه تنگتر كردند و همه روابط شهر را با خارج بريدند . آنسان كه به دشوارى كسى مىتوانست داخل شود يا خارج گردد . در همه اين احوال شهر همچنان مقاومت مىورزيد . ظاهرا موحدين در اين مدت دست به حملهء شديدى نزده باشند و تنها به زد و خوردهايى اندك اكتفا كرده باشند . ولى در تمام اين حملههاى كوچك نتوانسته بودند حتى در بارو رخنهاى پديد آورند . تا آنكه ذخاير مردم به پايان رسيد و خوردنى ناياب شد و چارپايان مردند و نزديك به صد و بيست هزار نفر از گرسنگى تلف شدند و سپاهيان از حركت بازماندند . سرنوشت محتوم بر دروازه بود . عبد المؤمن دريافت كه محاصره شدگان را جز رمقى باقى نمانده است و بايد ضربهء آخر را وارد آورد .
اكنون نه ماه و هجده روز از محاصره مىگذشت . در باب چگونگى تصرف شهر روايات مختلف است . البيذق كه خود از شاهدان عينى است مىگويد كه خليفه عبد المؤمن فرمان داد براى فرارفتن بر باروها نردبام به كار برند و باروها را ميان قبايل تقسيم كرد . و موحدين در پى آنان به شهر درآمدند . صاحب الحلل الموشيه از ابن - السيع كه نزديك به همان ايام مىزيسته روايت ديگر نقل مىكند كه سپاهيان رومى و مسيحى مزدور كه در شهر بودند خود را به عبد المؤمن رسانيدند و از او امان خواستند . عبد المؤمن امانشان داد و با آنان چنان نهاد كه او را از باب اغمات وارد شهر كنند . اين دروازه در جنوب شرقى مراكش بود . در اين هنگام عبد المؤمن فرمان داد كه نردبام بسازند . در روز شنبهء هجدهم شوال سال 541 ه / بيست و چهارم مارس 1147 م موحدين نردبامها را به طرف باروها بردند . هر دروازه را ميان قبايل تقسيم كردند . مردم مراكش آخرين تلاش خود را براى دفاع از شهر به كار مىبردند و طبعا كوشش نوميدانهاى بود . موحدين به شهر روى نهادند و از هر سو به شهر درآمدند . قبيلهء هنتاته و مردم دكاله از شمال غربى داخل شدند و صنهاجه و عبيد - المخزن از باب الدباغين در مشرق شهر و هسكوره و قبايل ديگر از باب ينتان . هنوز روز به نيمه نرسيده بود كه موحدين بر شهر مستولى گشتند . امير ابراهيم بن تاشفين و جماعتى از خواص و اعيان به قصبهء داخلى ( قلعهء شهر ) به نام قصر الحجر پناه بردند كه قلعهاى منيع بود . جنگ تا بعدازظهر ادامه يافت . بسيارى از مدافعين و مردم شهر به خاك هلاك افتادند . موحدين به قصبه حمله كردند و امير ابراهيم و همهء امراء و بزرگان مرابطين را با زن و فرزندشان گرفتند به خيمهگاه عبد المؤمن بر سر تپه
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 267
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٢٦٧