كردند . از آن پس رهسپار مراكش شد . « 1 »
در بعضى روايات آمده است كه عبد المؤمن چون از مكناسه بيرون آمد ، نخست به سلا رفت . سلا را پس از مقاومتى اندك در روز هفتم ماه ذو الحجهء سال 540 ه فتح كرد همچنين بر دژ الرباط كه امير تاشفين بنا كرده بود غلبه يافت .
عبد الواحد الشرقى را امارت سلا داد و پس از چهار روز كه در آنجا درنگ كرد ، رهسپار مراكش شد . « 2 »
بدان هنگام كه عبد المؤمن در پاى باروهاى فاس بود - به سال 540 ه - فرمانده مرابطى ناوگان اندلس ، على بن عيسى بن ميمون ، نزد او آمد و اطاعت خويش اعلام داشت و به اندلس بازگرديد و در آنجا در مسجد جامع قادس به نام موحدين خطبه خواند . قادس مركز فرماندهى ناوگان آن منطقه بود . در خلال حركت عبد المؤمن به سلا ، اهل سبته پيام فرستادند و بيعت خود اعلام نمودند . عبد المؤمن بپذيرفت و يوسف بن مخلوف تينمللى از مشايخ هنتاته را به امارت آن شهر فرستاد . « 3 »
عبد المؤمن در همان هنگام ، پيش از رفتنش به مراكش به سردارى ابو حفص عمر بن يحيى هنتاتى سپاهى بر سر قبايل بر غواطه فرستاد . اينان در سواحل شمالى ازمور و جنوب آن سكنى گزيده بودند . ابو حفص مواطن ايشان فرو كوبيد و غنايم بسيار به دست آورد و بازگرديد و خود را در راه مراكش به عبد المؤمن رسانيد .
عبد المؤمن آن غنايم ميان موحدين تقسيم كرد و راه خويش به پايتخت مرابطى را ادامه داد .
چون سپاه موحدين به خارج شهر مراكش رسيد جمع كثيرى از طلايهداران لمتونه بيرون آمدند . چون كثرت لشكريان او را ديدند بيمناك شده به سوى شهر گريختند موحدين از پى برسيدند و جمع كثيرى از ايشان را كشتند . عبد المؤمن خبر يافت نيرويى از قبيلهء لمطه به يارى مدافعين مراكش مىآيند . موحدين آنان را
هامش
( 1 ) . اخبار المهدى بن تومرت ، ص 102 .
( 2 ) . الحلل الموشيه ، ص 102 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، بخش سوم ، ص 20 . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 232 .
( 3 ) . همانجا .