تلاطم آب بود فرو ريخت و دروازهء السلسله فرو افتاد . « 1 » صحراوى و ياران به ترميم خرابيها پرداختند و ميان دو سپاه چند بار جنگ افتاد .
اما در درون شهر حادثهاى رخ داد كه كار دشمن را آسان ساخت آنسان كه ديگر به محاصرهاش نياز نبود . اين حادثه نزاعى بود كه ميان يحيى الصحراوى و ابو محمد عبد اللّه بن خيار الجيانى كه بر شهر سمت اشراف داشت واقع گرديد .
صحراوى از جيانى مالى طلب داشت و در مطالبه حرمت نگه نداشت . اين امر جيانى را واداشت كه در نهان به سردار سپاه موحدين ابو بكر بن الجبر پيام دهد كه كليدهاى شهر نزد اوست و دروازهها را خواهد گشود . قضا را موقعيتى پيش آمد كه جيانى را در انجام آنچه در دل داشت يارى كرد : يحيى الصحراوى با زنى از قوم خود عروسى كرده بود . جيانى براى او هدايايى گران از طعام و شراب فرستاد .
صحراوى در شب عروسى خود به بزم نشسته سرگرم ناى و نوش بود . « 2 » صبح روز بعد جيانى به وعدهاى كه به دشمن داده بود وفا كرد و دروازه الفتوح را بگشود و موحدين به درون شهر ريختند . جيانى خود به ايشان پيوست . چون صحراوى از وقوع فاجعه خبر يافت با چند تن از اصحابش رو به فرار نهاد . از دره گذشت و بىآنكه به كسى يا چيزى پردازد همچنان اسب مىتاخت تا به طنجه رسيد . ورود موحدين به فاس بنابر روايت ابن صاحب الصلاة صبح روز دوازدهم ماه ذوالقعدهء سال 540 ه / 26 آوريل سال 1146 م بود . « 3 »
از آنچه البيذق و ابن عذارى روايت كردهاند برمىآيد كه به هنگام ورود موحدين به شهر فاس ، عبد المؤمن سرگرم محاصرهء مكناسه بوده است . « 4 » و اين چيزى است كه ابن صاحب الصلاة و ابن خلدون بدان تصريح كردهاند . « 5 » ولى صاحب الحلل الموشيه مىگويد كه جيانى به نزد عبد المؤمن رفت و او را از باب الفتوح به
هامش
( 1 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 102 .
( 2 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء بخشى كه خاورشناس ميللر منتشر كرده ، ص 315 - 318 .
( 3 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، بخش سوم ص 20 .
( 4 ) . اخبار المهدى بن تومرت ، ص 101 . ابن عذارى ؛ البيان المغرب ، بخش سوم ص 19 .
( 5 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، از ابن صاحب الصلاة ، بخش سوم ص 20 . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / 232 .