تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
نيامد . صبح روز بعد عبد المؤمن قواى خود را به وادى نهر سبو برد و در جايى به نام عقبة البقر فرود آمد . صحراوى و مردم فاس از فراز بارو آن لشكر عظيم و جرار را كه همه دشت و كوهسار و دره را پوشيده بود ديدند و بسى ترسيدند . روز بعد عبد المؤمن با بخشى از لشكر خود حركت كرد و در جايى به نام منزل الحاج موضع گرفت . صحراوى با سواران خود ، به كوهستان عرض واقع در شمال غربى شهر رفت . ميان او و موحدين دره‌اى بود موسوم به سد رواغ . اما در اين روز جنگى واقع نشد . موحدين به دشت پهناور بازگشتند ولى عبد المؤمن خود همچنان مهياى نبرد در منزل الحاج بماند . سه هزار و پانصد تن از مردان رزم در خدمت او بودند . صحراوى بار ديگر با سواران خود به شهر بازگرديد . روز بعد عبد المؤمن سپاه خود را از دشت به كوهستان عرض ، مشرف بر شهر برد . موحدين درختان را بريدند و بر گرد خود از چوب سدى برآوردند و پشت آن سد ديوارى ساختند تا خود و چارپايانشان در پناه آن بياسايند . عبد المؤمن بخشى از لشكر خود را به مكناسه - در شصت كيلومترى غرب فاس - فرستاد . در مكناسه نزديك به سه هزار تن از قواى لمتونه ، از حشم و روميان بودند و اين غير از مردان قبايل نزديك بود كه به آنان پيوسته بودند . اين لشكر به سردارى يدر بن ولجوط لمتونى از شهر خارج شد و توانست موحدين را باز پس راند و جمع كثيرى از آنان را بكشد . عبد المؤمن تصميم گرفت كه خود به مكناسه رود . ابو بكر بن الجبر و ابو ابراهيم و ابو حفص عمر بن يحيى هنتاتى را به محاصرهء فاس نهاد و خود شب هنگام با بخشى از لشكرش به مكناسه روى آورد و شهر را در محاصره گرفت و منتظر حوادث نشست . محاصرهء فاس هفت ماه يا به روايت البيذق نه ماه مدت گرفت . 1 در تمام اين مدت مردم فاس ثابت و استوار در آن سوى باروها ايستاده بودند . هرچندگاه بيرون مىتاختند و جنگى كرده باز مىگشتند . در اين روزهاى آخر موحدين حيلهء عجيبى انديشيدند . از اين قرار آب رودخانه‌اى را كه به شهر مىرفت بستند و آب در صحرا افتاد آن‌سان كه صحرا چون دريايى مواج شد . بخشى از باروى شهر كه در معرض
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 261 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان