تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩

فصل پنجم پايان دولت مرابطين در مغرب

1

پس از آنكه سلطهء مرابطين در مغرب اوسط و ناحيهء شمالى برافتاد و موحدين پيروزمند دامنهء استيلاى خود را بر شهرهاى جنوبى جز مراكش و ساير شهرهاى مرزى شمالى جز ناحيهء شمال غربى گسترش دادند ، ديگر شكى باقى نمانده بود كه دولت مرابطين به سرعت روى به سرنوشت محتوم خود يعنى فروپاشيدن نهاده است . قواى دولت مرابطى به تحليل رفته و ذخايرش به پايان رسيده بود و در خلال بيست سال جنگ از زمان قيام محمد بن تومرت ، تا به امروز همراه با هزيمت‌هاى پىدرپى نظام لشكرش از هم‌گسيخته و سپاهيان روى به كاهش نهاده و روحيه‌ها دستخوش ضعف و انحطاط شده بود . به ويژه چون امير تاشفين در ميدان جنگ كشته شد و آن لشكر عظيم و انبوه پراكنده گرديد مرابطين اميد هرگونه پيروزى را از دست دادند . واقع اين است كه پس از آن ضربت اخير از دولت مرابطى جز شبحى لاغر و ناتوان چيزى باقى نمانده بود . در مراكش براى آن دولت محتضر ، حادثهء ناگوار ديگرى رخ داد و آن هنگامى بود كه پس از كشته شدن تاشفين بن على ، با پسرش امير ابو اسحاق ابراهيم بن تاشفين بيعت شد . ابو اسحاق كه در اواخر سال 538 ه در