است . در عصرى كه جور امراء آشكار شود و زمين پر از فساد گردد . اين زمان ، آخر الزمان است نام همان نام است نسب همان نسب است و عمل همان عمل است » . « 1 » پس از اين خطبه در زير درخت خرنوب « 2 » سبز و خرمى ده تن از اصحاب و ملازمين او به نزد او دويدند و به عنوان مهدى منتظر و امام معصوم با او بيعت كردند . اين ده تن را عشرهء اول گويند و عبارت بودند از شاگرد او و نزديكترين مردم به او عبد المؤمن بن على كه پيش از همه بيعت كرد و ابو محمد عبد اللّه بن محسن الوانشريشى موسوم به البشير و عبد اللّه بن ملويات و ابو حفص عمر بن يحيى الهنتانى و ابو حفص عمر بن على ازناج ( اصناك ) و سليمان بن مخلوف و ابراهيم بن اسماعيل الخزرجى و ابو محمد عبد الواحد الحضرمى و ابو عمران موسى بن تمارى و ابو يحيى ابو بكر بن يكيت . اين ده تن را المهاجرين الاولين و الجماعه گويند . « 3 » پس از آن پنجاه تن ديگر بيعت كردند كه آنان را اهل خمسين ناميد و اينان طبقهء دوم اصحاب او بودند . سپس هفتاد تن بيعت كردند و اهل سبعين ناميده شدند . اينان طبقهء سوم اصحاب خوانده شدند .
اين سه طبقه مخلصترين اصحاب مهدى بودند و نيرومندترين ايشان . ابن تومرت انصار و اصحاب خود را پس از اين سه طبقه تقسيم به اقسامى نمود مثلا طبقهء چهارم طالبان علم بودند و طبقهء پنجم همه حافظان قرآن بودند كه طلاب كم سال بودند .
طبقهء ششم را اهل الدار ناميد اينان خويشاوندان و عشيره و خواص خادمان او بودند .
ابن القطان به نقل از ابن صاحب الصلاة نامهاى اين خادمان را كه همواره شب و روز ملازم درگاه بودند ذكر كرده است . طبقهء هفتم مردم هرغه شهر ابن تومرت و موطن
هامش
( 1 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( مخطوط ياد شده برگ شماره 23 الف . الحلل الموشيه ، ص 78 .
( 2 ) . درختى است پرخار و ميوهاى شبيه خيار جنبر دارد . انواع آن بسيار است . از جمله درخت فلوس است . ر ك لغت نامه دهخدا . م .
( 3 ) . الحلل الموشيه ، ص 79 . روض القرطاس ، ص 113 . ابن القطان دو اسم ديگر افزوده است :
ابو الربيع سليمان بن الحضرمى و ابو عبد اللّه محمد بن سليمان به جاى ابو محمد عبد الواحد الحضرمى و سليمان بن مخلوف ( نظم الجمان برگ 33 ب ) و ابو بكر صنهاجى نامهاى ديگرى آورده و خود را در زمرهء عشرهء اول ذكر كرده ( اخبار المهدى بن تومرت ، ص 73 ) همچنين ابن خلدون از كسان ديگر نام مىبرد . العبر ، ج 6 / ص 228 .