قبيلهء او بودند . طبقهء هشتم اهل تينملل بودند و طبقهء نهم اهل جد ميوه و طبقهء دهم اهل جنفيسه و طبقهء يازدهم اهل هنتاته و طبقهء دوازدهم مركب از سپاهيان بود و طبقه سيزدهم غازيان و تيراندازان . ابن القطان مىگويد كه طبقهء دوازدهم از اهل قبايل تشكيل شده بود و طبقه سيزدهم سپاهيان بودند . بر اين طبقات يك طبقهء ديگر مىافزايد ، و مىگويد طبقهء چهاردهم طبقهء « الفرات » ناميده مىشد اينان نوجوانان و كودكان بودند . المهدى بعد از آن براى هر طبقه نظام خاصى معين كرد و ترتيب رتبهها داد و براى هر طبقه وظيفهاى معين كرد و رتبهاى كه حق تجاوز از آن را نداشت ، خواه در حضر و خواه در سفر . آنگاه براى هركس كه از اوامر او سرپيچى كند مجازات اعدام مقرر كرد . و هركس كه دير حاضر شود بايد تنبيه شود و اگر تكرار شود بايد او را بكشند . هركس را كه خطايى مىكرد نخست به گونهاى تنبيه مىكردند و اگر پند نمىپذيرفت يك يا دو بار شلاقش مىزدند و اگر باز هم به رأى خود كارى مىكرد و امتثال اوامر نمىنمود جزايش مرگ بود . هركس نسبت به برادر يا پدر يا پسر خود يا به كسى كه اكرامش لازم است خدعه كند يا سخن خدعهآميز گويد بايد كشته شود . مهدى براى رواج آيين خويش سخت مىگرفت و زمام امور را با حزم و كفايت بر دست گرفت . اين نظام كه او پديد آورد بعدها اساس دولت موحدين گرديد . « 1 »
چون كار بيعت به پايان آمد يارانش او را المهدى و الامام المعصوم لقب دادند .
المهدى و اصحاب او و اهل آن دعوت « الموحدين » نام گرفتند . ابن خلدون مىگويد ابن تومرت براى ايشان اين عنوان را برگزيد تا به لمتونه كنايه زند كه از تأويل متشابه عدول مىكردند و به تجسيم گرايش يافته بودند . « 2 » ابن تومرت براى اصحاب خويش در توحيد كتابى نوشت و آن را « المرشده » ناميد . موضوع اين كتاب معرفت خداى تعالى و علم به حقيقت قضا و قدر و ايمان به آنچه خدا بر بندگان خود مقرر داشته و امر به معروف و نهى از منكر بود . كتاب ابن تومرت از عشرها و حزبها و سورهها تشكيل يافته بود . ياران را مىگفت كه هركس اين توحيد را فرا نگيرد موحد نيست ،
هامش
( 1 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( نسخهء خطى ياد شده برگ 10 الف و ب )
( 2 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 229 .