در خلال جبال مصامده و ديدار با اصحاب و يارانش با تفصيل بيشترى آورده است .
ابن تومرت و يارانش از آن پس به قريهء ايجليز يا كوه ايجليز از بلاد هرغه رفتند .
آنجا مركز قوم و عشيرهاش بود . در آنجا در جايى بلند كه جز با رنج بسيار بدان نتوانستند رسيد مكان گزيد . اندكى محافظ و نگهبان داشت . « 1 » مصامده از هر سو به جانب او روى نهادند و اصحاب و يارانش افزون شدند و او آنان را به توحيد و يكتاپرستى دعوت مىكرد و به قتال مرابطين كه آنان را مجسمين مىخواند بر مى - انگيخت . ابن تومرت با جدى تمام به تدريس پرداخت . بيش از همه براى ياران خود در باب مهدى منتظر و امام معصوم و اخبار و احاديثى كه در اين باب آمده بود صحبت مىداشت . برخى از داعيان خاص خود را به نزد رؤساى قبايل مىفرستاد و بشارت دعوت خود مىداد . و چون دريافت كه دعوت او به ثمر رسيده است و ميدان براى عمل مهياست عزم آن كرد كه امامت خويش آشكار كند . « 2 » در روز پانزدهم رمضان سال 515 ه دسامبر سال 1121 م در ميان اصحاب خود خطبه آغاز كرد و اعلان كرد كه او مهدى منتظر است « 3 » . خطبهء او كوتاه بود و ابن القطان آن را در نظم الجمان نقل كرده است از اين قرار :
« سپاس خداوندى را كه هرچه خواهد مىكند و به هرچه خواهد حكم مىفرمايد . كسى نيست كه فرمان او رد كند يا حكم او را به تعويق اندازد . درود او برسيد ما محمد رسول خدا كه به امام مهدى بشارت داد . آنكه مىآيد و زمين را از عدل و داد پر مىكند پس از آنكه پر از جور و ظلم شده باشد . چون حق به وسيلهء باطل نسخ گردد و جور عدل را براند او را مبعوث مىدارد . مكان او در مغرب اقصى است كه زادگاه اوست و زمان او در آخر الزمان است . نام او نام رسول اللّه عليه الصلاة و السلام است و نسب او نسب نبى صلى اللّه تعالى و ملائكته الكرام المقربون عليه و سلم
هامش
( 1 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( مخطوط ياد شده برگ 33 الف ) .
( 2 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 103 .
( 3 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 113 . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 228 . الحلل الموشيه ص 78 . الزركشى ، ص 4 . ابن عذارى مىگويد اين واقعه در سال 518 ه اتفاق افتاد البيان المغرب ( اوراق مخطوط ياد شده - هسپرس ص 82 ) .