بلكه كافر است متابعت او جايز نيست و از ذبيحهء او نبايد خورد .
ابن ابى زرع در روض القرطاس گويد « كتاب توحيد او در نزد قبايل مصامده چون قرآن عزيز بود . زيرا مردمى نادان بودند و از امور دين و دنيا بىخبر » « 1 » ابن تومرت براى ايشان به زبان بربرى هم كتابهاى ديگرى نوشت ، در بيان عقايد خويش و آنان را القواعد ناميد و كتاب ديگرى به نام « الامانه » به زبان عربى نوشت .
او در زبان عربى و بربرى آگاهترين مردمان عصر خود بود . آنگاه كتابى به زبان عربى نوشت ، در باب عقيده و علم و امامت اين كتاب را شاگرد و خليفه او عبد المؤمن بن على از او روايت كرده و چون با عبارت « اعز ما يطلب » آغاز مىشود ، اين عبارت عنوان كتاب شده است . « 2 » ما در فصل خاص خود از كتاب « اعز ما يطلب » و از عقايد و آراء دينى و سياسى او سخن خواهيم گفت .
ابن تومرت به نشر دعوت خويش و رسوخ دادن آن در دل اصحاب پاى مىفشرد ، چون مردى فصيح و گشاده زبان بود و در وعظ كلامى رقيق داشت سخنش به دلها مىنشست . يارانش در كوهستانهاى مصامده مىگرديدند و مردم را به امامت و مهدويت او فرا مىخواندند . مردم از هرسو دسته دسته به سوى او مىآمدند و به امامت با او بيعت مىكردند و به ديدار او تبرك مىجستند . تا كمكم كارش بالا گرفت و آوازهاش در همهجا پراكنده شد . و يارانش افزون شدند و او خود در برابر مرابطين به صورت خطرى عظيم خود نمايى كرد .
اكنون اين سوآل پيش مىآيد كه آيا محمد بن تومرت از همان آغاز قصد آن داشت كه عنوان مهدويت را بر خود بندد تا به نيروى او به قدرت رسد يا پس از آنكه در دعوت خويش موفق گرديد و شمار متابعانش فزونى گرفت ، چنين هوايى در سرش افتاد كه خود را مهدى بخواند . براى ما آشكار است كه ابن تومرت از همان ساعت نخستين در آتش چنان آرزويى مىسوخت . و امر به معروف و نهى از منكر كه پيشهء خود ساخته بود ، پردهاى بود كه بر روى نيات و اطماع خويش مىكشيد ، تا آنگاه كه زمان بهرهگيرىاش فرا رسيد . آنچه از مراكشى نقل كرديم كه ابن تومرت
هامش
( 1 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( نسخهء ياد شده برگ 34 الف ) ابن ابى زرع ، روض القرطاس ص 114
( 2 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 80 . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 222 .