در خلال گفتگو با شاگردانش به خصوص بر روى نظريه مهدى منتظر و امام معصوم تأكيد فراوان مىكرد و رسولان و داعيان خود را براى نشر همين عقيده به ميان قبايل مىفرستاد ، مؤيد اين نظريه است . از جمله در ماه رمضان سال 511 ه نامهاى به فقيه و قاضى على بن ابى الحسن الجذامى مىنويسد - ابن القطان اين نامه را نقل كرده است - ابن تومرت پس از بسم اللّه چنين آغاز مىكند « مىگويم و من محمد بن عبد اللّه بن تومرت مهدى آخر الزمان هستم . » « 1 » همچنين داستان ديدار او با غزالى كه در شرح حالهاى مختلف او تكرار مىشده كه چون غزالى شنيد كه مرابطين كتابهاى او را سوزاندهاند دعا كرد كه خدا دولتشان را پراكنده و ملكشان را زايل سازد و گفت اين كار به دست ابن تومرت انجام خواهد يافت ، اين معنى را تاييد مىكند . علاوه بر اين شايع كرده بودند كه او به كتب اسرارآميز جفر و ملاحم دست يافته و در آنها خوانده است كه مهدى داراى صفاتى چون صفات اوست ، همه مؤيد اين حقيقتاند كه ابن تومرت دعوت به مهدويت خويش را از پيش تدارك ديده بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( مخطوط ياد شده ، برگ 14 الف . )
( 2 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 103 . نيز رجوع كنيد به مقدمه گلدزيهر بر كتاب محمد بن تومرت كه پيش از اين ياد كرديم ، ص 99 .