سر خم كنند چارهاى نداشتند . پس بىآنكه دست به كارى بزنند راه خود را ادامه دادند و رفتند . اما پادگان مدافع دژ ارنبه عاقبت در اكتبر سال 1137 م تسليم شد ولى ابن غانيه آنان را امان داد كه بيرون آيند و به دژ رباح روند « 1 » .
بدينگونه آشكار شد كه در شرق اندلس در فاصلهء ميان سقوط سرقسطه و جنگ كتنده حوادثى ويژهء اين منطقه بجز جنگهايى محلى و زودگذر ، رخ نداد .
نواحى شرقى اندلس منعكسكننده حوادث كلى در شبه جزيره بود و در آن به گونهاى شركت داشت آنسان كه ديگر ولايات اندلسى شركت داشتند . لشكرهاى اندلس چه در شرق و چه در غرب آن يكپارچه و همآهنگ اقدام مىكردند .
اما از اخبار غزوات ديگر در ديگر نواحى اندلس در روايات اسلامى به اختصار سخن رفته است . اين حوادث پس از رفتن تاشفين بن على از شبه جزيره بوده است .
از جمله آنكه زبير بن عمر والى قرطبه با سپاه خود براى جهاد عازم اراضى مسيحيان گرديد و دژ موره را در سال 533 ه فتح كرد و در همان سال قواى شنترين و يابره يك حملهء مسيحيان ( پرتغاليها ) را كه قصد تجاوز به سرزمينهاى اسلامى را داشتند دفع كرد و جمع كثيرى از ايشان بكشت و اسير كرد و اموال و بنه ايشان بستد . در اواخر اين سال ، آلفونسو ريمونديس پادشاه قشتاله به اندلس لشكر آورد و دژ اربليه را محاصره نمود . قواى اندلس از اطراف در حركت آمد تا دشمن مهاجم را دفع كند و دژ را برهاند . ولى اين لشكر در راه بماند ، سپس از همان راهى كه آمده بود بازگرديد و مردم دژ پس از آنكه در اثر محاصره از پاى درآمده بودند تسليم شدند . « 2 »
2
گفتيم كه امير المسلمين على بن يوسف در اواخر سال 509 ه / 1116 م در اوايل
هامش
( 1 ) .isnofedA acinorC . tiC ( ebarA aicnelaV : sarbI . P . A . 184 . P ) sirotarepmI( 2 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( مخطوط ياد شده برگ 82 ب ) .