فرمانروايىاش جزاير شرقى ( جزاير بليار ) را از حكومت پيزا و جنووا بازپس گرفت . چون جزاير شرقى به ناحيهء شرقى اندلس پيوسته است شايسته است كه شمهء از اخبار آن را در اين فاصله از زمان بياوريم .
و نيز گفتيم كه امير المسلمين پس از استرداد آن جزاير وانور بن ابى بكر لمتونى را به امارت آنجا فرستاد « 1 » ولى از برخى از مكاتبات دولت مرابطين كه در دست ماست برمىآيد كه پيش از حكومت وانور مدت اندكى ابن ابى السداد والى دانيه بر آن جزاير فرمان مىراند . در نامهاى كه از سوى على بن يوسف در بيست و يكم ماه ربيع الاول سال 510 ه ، يعنى چند ماه پس از استرداد جزاير از مراكش ، صادر شده از مرگ سردار سپاه ابن ابى السداد والى ميورقه حكايت مىكند و قلمرو فرمانروايى او را به والى جديد مىسپارد و او را اندرز مىدهد كه با مردم جزيره روشى پسنديده در پيش گيرد و به عدالت و رفق و حق رفتار كند و بكوشد كه آن گروه از مردم را كه از جزيره بيرون رفتهاند به موطن خويش بازگرداند و يكى را كه شايسته مىداند به ثغر دانيه فرستد تا در نيروى دريايى آنجا نظر كند و براى استمالت مردم كوشش خويش به كار بندد . بويژه پس از اعمالى كه از آن مرد سفيه ابى السداد سرزد و مردم را بترسانيد و برمانيد ، آنان را آرامش بخشد . « 2 »
از اين نامه برمىآيد كه ابن ابى السداد كه والى ثغر دانيه بود ، پس از بازپس گرفتن ميورقه در اواخر سال 509 ه امارت آن جزيره يافت و پس از اندك مدتى بمرد . ابن ابى السداد در همان اندك مدتى كه امارت آن جزاير داشت بر مردم ستم كرد . پس از مرگ او امير المسلمين على بن يوسف يكى را به جاى او فرستاد . با آنكه نام والى جديد در آن نامه نيامده است مىتوان به ظن قوى حكم كرد كه او كسى جز وانور بن ابى بكر نبوده است . وانور نخستين والى حقيقى است كه پس از بازپس گرفتن جزيره به آنجا رفته است . بنابراين غفلت از نام ابى السداد در روايت ابن خلدون و ديگران به سبب كوتاه بودن مدت فرمانروايى اوست و بس كه از چند
هامش
( 1 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 165 .
( 2 ) . اين نامه در مجموعهاى از نامههاى مرابطين در مجلهء معهد الدراسات الاسلاميه بمدريد به كوشش دكتر محمود مكى شماره 6 سال 1961 ص 185 - 186 منتشر شده است .