سال 515 ه / 121 م اتفاق افتاد . ابن عذارى در البيان المغرب گويد كه ابن غانيه به عنوان والى مرسيه به شرق اندلس رفت « 1 » ولى چنان برمىآيد كه فرماندهى سپاه مرابطين را يافت . و در سال 534 ه كه يدر درگذشت او جامه امارت بر تن راست كرد . « 2 »
امير ابو زكريا يحيى بن على بن غانية الصحراوى در سالهاى بعد در اواخر عصر مرابطين در حوادث اندلس تأثير بسزايى داشت . خاندان او معروف به بنى غانيه بعدها در جزاير شرقى و افريقيه برضد موحدين وارد نبرد شدند . غانيه ، مادر ايشان زنى بود از قبيلهء لمتونه و از خويشاوندان يوسف بن تاشفين . شايد او را بدان سبب كه از بلاد غانه بود غانيه مىگفتند . غانه نخستين شهرى بود كه در آغاز نهضت مرابطين به دست ايشان فتح شد . و آن از بلاد صحراى بزرگ است . انتساب پسر به نام مادر از رسوم شايع در قبيلهء لمتونه بود ، بويژه به هنگامى كه مادر متصف به صفات برجستهاى مىبود .
در اين باب نمونههاى ديگرى هم داريم ، چون امير محمد بن عايشه پسر يوسف بن تاشفين و سردار سپاه محمد بن فاطمه . پدر يحيى على نام داشت و از قبيلة مسوفه يكى از بطون صنهاجه بود . يحيى و برادرش محمد كه بعدها فرمانرواى جزاير شرقى شد در دربار مراكش پرورش يافتند ، در عهد يوسف و پسرش على . يحيى هنوز جوان بود كه به اندلس رفت و در كنف حمايت امير ابو عبد اللّه محمد بن الحاج لمتونى كه در اواخر عهد يوسف والى قرطبه بود ، قرار گرفت . امير ابو عبد اللّه محمد مادر او غانيه را بعد از مرگ شوهرش به زنى گرفت و يحيى را امارت استجه داد و اين نخستين بار بود كه منصبى مىيافت . چون على بن يوسف بعد از پدرش يوسف بن تاشفين به حكومت رسيد ، ابن الحاج را از امارت قرطبه عزل كرد ، زيرا ابن الحاج به كسانى كه برضد او طغيان كرده بودند يعنى يارىكنندگان پسر برادرش يحيى بن ابى بكر والى فاس پيوسته بود . ما از خروج او در اوايل حكومت على و شكست او سخن گفتيم . در اين هنگام يحيى بن غانيه از ابن الحاج و جماعت او
هامش
( 1 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب مخطوط ياد شده ، ص 81 .
( 2 ) . ابن الخطيب الاحاطه ( مخطوط اسكوريال شماره 1673 الغزيرى ) برگ شمارهء 391 .