تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
اين بود شرح و تفصيل جنگهاى آلفونسوى محارب در اقطار شرقى و جنوبى اندلس . اين جنگها پس از جدال و آويزهاى متعدد ميان او و مسلمانان به پايان آمد ولى پادشاه آراگون از آن نتيجه‌اى حاصل نكرد . با اين همه يك حقيقت روشن شد و آن اينكه نظام دفاعى اندلس در اين روزها از متانت و استحكامى درخور برخوردار نبود . فرماندهى لشكر مرابطى از زمان شكست سرقسطه براى دفع تجاوز ممالك مسيحى كفايت نمىكرد . دليل روشن اينكه يكى از پادشاهان اسپانياى مسيحى توانست خاك اندلس را از ثغراعلى تا سواحل درياى مديترانه زير پى سپرد ، بدون اينكه نيرويى چه از مرابطين يا ديگران راه بر او ببندد و از حركتش باز دارد . حقيقتى ديگر هست كه بايد مورد توجه واقع شود ، و آن اينكه مسيحيان معاهد كه در سايهء حكومت اسلامى زندگى مىكردند و از حفظ و رعايت آن حكومت بهره‌مند بودند ، هرگز با مسلمانان عميقا احساس دوستى نكردند ، بلكه همواره به عنوان يك خطر داخلى باقى ماندند ، جز توطئه‌چينى و دوستى و همدلى با دشمن اندلس و تحريض و ترغيب او به حمله و هجوم كار ديگرى نداشتند . در جلد دوم اين كتاب بيان كرديم كه چگونه بويژه پس از سقوط طليطله شك و كينه‌توزى بر مجامع معاهدين حكمفرما شده بود ، و چگونه وزراء و فقهاى دورانديش ، حكام را از ايشان برحذر مىداشتند و مىخواستند كه ايشان از كارها رانده شوند و تحت فشار قرار گيرند . از جملهء اين اسناد رسالهء وزير كاتب عبد المجيد بن عبدون است در حسبت « 1 » . دعوت معاهدين از آلفونسوى محارب براى تسخير اندلس و يارى گستردهء ايشان در طول اين لشگركشى خيانتى نبود كه بدون كيفر بماند . ازاين‌رو پس از پايان يافتن جنگ و بازگشت آلفونسو نشانه‌ها آشكار گرديد و قاضى ابو الوليد بن رشد از آب گذشت و به مغرب رفت ، آنگاه در مراكش با امير المسلمين على بن يوسف ديدار كرد و احوال اندلس و آسيبى را كه از معاهدين ديده بود به شرح باز گفت و فتوا داد كه چون نقض عهد كرده‌اند از ذمهء اسلام خارج شده‌اند ، بنابراين واجب است كه از اوطان خود بيرون رانده شوند و اين كمترين عقوبتى است در
هامش
( 1 ) . جلد دوم همين كتاب ، ص 419 تا 425 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 106 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان