هركه در بيرون شهر بود به شهر درآمد . هوا سرد بود و برف و گاه باران مىباريد .
آلفونسو ده يا دوازده شب از جاى خود نجنبيد . زيرا از برف و باران پيش رفتن نمىتوانست . معاهدين نيز برايش آذوقه مىبردند و يارىاش مىكردند . وقتى كه آلفونسو كثرت لشكر و انبوه مدافعان شهر را ديد ، از تصرف شهر طمع ببريد و بازگرديد . اين واقعه در روز بيست و ششم ماه ذو الحجهء سال 520 ه / 21 ژانويهء سال 1127 م بود . آلفونسو از معاهدين و رئيس ايشان ابن القلاس كه به وعدههاى خود وفا نكرده بودند خشمناك شد و آنان را ملامت نمود . معاهدين نيز او را ملامت كردند كه در كار كندى و درنگ كرد تا لشكرهاى مرابطين برسيدند و اين كندى و درنگ جان آنان را به خطر افكنده و آنان را عرضه هلاكت به دست مسلمانان ساخته است . آلفونسو از غرناطه به قريه مرسانه و از آنجا رهسپار بيش شد « 1 » . سپس به قلعه يحصب « 2 » راند آنگاه به سوى غرب سرازير شد به قبره و لسانه « 3 » .
سپاه اسلام نيز در پى او بود و گاه جنگهاى كوچكى درمىگرفت . سپاه اشبيليه در اين هنگام به سردارى والى شهر ابو بكر بن امير المسلمين در حركت آمده بود و براى طرد و تعقيب مسيحيان به لشكر غرناطه مىپيوست . آلفونسو روزى چند در قبره بماند و سپس از آنجا به بلاى « 4 » رفت و به لسانه سپس به جنوب پيچيد . مسلمانان در پى او بودند تا به قريه شيجه « 5 » رسيد نزديك غرناطه . در اينجا در دشت رينسول « 6 » ميان دو لشكر مصاف افتاد . نخست غلبه با مسلمانان بود . چون شب تاريك شد در لشكرگاه مسلمانان حادثهاى رخ داد كه سبب پريشانى گرديد : امير تميم فرمان داد خيمههاى او را از گودى به بلندى برند . مردم پنداشتند كه مىخواهد ميدان جنگ را ترك گويد . جمع كثيرى روى به گريز نهادند . روز ديگر مسيحيان حمله كردند و لشكرگاه را گرفتند و شكست در لشكر اسلام افتاد ( مارس سال 1127 م ) .
هامش
( 1 ) . مرسانه را به اسپانيايىanecaraMو بيش راsaeBگويند . دو قريهاند از اعمال غرناطه اولى در شمال شرقى و دومى در شمال غربى آن است .
( 2 ) . امروزه مردم اسپانيا آن راlaeR al alaclAمىگويند .
( 3 ) . امروزه مردم اسپانياarabaCوanecuLمىگويند .
( 4 ) . بلاىyeloPقديم است و امروزraliugAناميده مىشود .
( 5 ) . به اسپانيايىojepsE.
( 6 ) . رينسول يا ارنسول در جنوب غرناطه است . اسپانيايى :losnirA.