بودند از نو تسخير كند . عنبسة نخست بر قرقشونه و نيمه و شهرهاى ميان آنها غلبه يافت و گوتها كه با فرانكها پيمان دوستى بسته بودند ، با او همپيمان شدند . عنبسه همچنان به سوى شمال در درهء رون در حركت بود تا از بورگونى به شهر اوتون رسيد و پس از نبردى در ماه اوت سال 725 م آن را ويران كرد و به شهر صانص لشكر برد . اودو ، دوك اكوتين بيمناك شد كه مبادا مسلمانان بار ديگر آنجا را مورد حمله قرار دهند ، ازاينرو براى صلح و عقد قرارداد پيش قدم شد . مسلمانان سلطهء خود را در جنوب شرقى فرانسه بسط دادند . ايزيدور باجى در اين باب گويد : « پيروزى عنبسه بيشتر مرهون جرأت و مهارت او بود تا نيرو و كثرت آن . نرمى و مداراى او با ساكنان آن نواحى از عوامل تقويت قدرت اسلام در جنوب فرانسه شد . » ولى بار ديگر بخت بد مسلمانان را بيازرد و عنبسه به هنگام بازگشتنش به جنوب پيش از آنكه لشكر خود را گرد آورد ، مورد حملهء سپاهى گران از فرانكها واقع گرديد و در هنگام نبرد به سختى مجروح شد و پس از آن ديده ازجهان بربست . اين واقعه در ماه شعبان سال 107 ه / دسامبر سال 725 م اتفاق افتاد . لشكر بازگشت و بار ديگر پريشانى و آشوب بر شبه جزيره سايه افگند .
در آن پنج سالى كه بعد از وفات عنبسه بود شش تن والى به اندلس فرستاده شدند : نخستين آنها عزرة بن عبد اللّه الفهرى بود « 6 » . عزره بعد از عنبسه فرماندهى لشكر يافت و تنها دو ماه در آن منصب باقى ماند . سپس يحيى بن سلمة الكلبى امارت اندلس يافت . او را بشر بن صفوان عامل افريقيه به اندلس فرستاد . او در ماه شوال سال 107 وارد اندلس شد و دو سال و نيم در آن كشور فرمان راند و در ايام حكومت او اتفاقى يا جنگى كه درخور ذكر باشد واقع نشد . سپس بشر بن صفوان درگذشت و عبيدة بن عبد الرحمان السلمى جانشين او شد . او عثمان بن ابى نسعة الخثعمى را به اندلس فرستاد . عثمان در ماه شعبان سال 110 به اندلس آمد و شش ماه فرمانروايى كرد و معزول شد . حذيفة بن الاحوص القيسى به جاى او منصوب شد .
او نيز جز چند ماهى حكومت نكرد و هيثم بن عبيد الكلابى يا الكنانى جانشين او شد . هيثم در ماه محرم سال 111 ه وارد اندلس شد . واليان به همين نحو به اندلس
هامش
( 6 ) . برخى از مورخين معتقدند كه عزره والى اندلس نبود و حكومت او بهطور غيررسمى بود .
المقرى ، از ابن بشكوال ، ج 2 / ص 57 . البيان المغرب ، ج 2 / ص 26 .