تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
خويش گردانيد و خود به عنوان رئيس دربار بر شرق و غرب كشور فرانكها به مدت بيست و هفت سال با قدرت تمام فرمان راند . در سال 715 م درگذشت . وصيت كرده بود كه فرزندزاده‌اش تودوالد كه كودكى بود به جانشينى او برگزيده شود . تودوالد ، پسر ژريمولد بود كه پيش از مرگ پدر مرده بود . پپن را پسرى ديگر از زوجهء ديگرش الفايده دختر راتبود ، امير فريزياى وثنى بود موسوم به شارل ( يا كارل ) مارتل . وقتى پدرش مرد او جوان نيرومند سى ساله‌اى بود . مسلم بود كه بعد از برادرانش ژريمولد و دراگو او رئيس دربار شود ، ولى پپن تحت تأثير زن اولش بلكترود وصيت كرد كه اين منصب را نوهء خردسالش تودوالد به عهده گيرد و بر پادشاه مروونژيان كه او نيز خردسال بود تحكم ورزد . البته بلكترود خود از سوى فرزندزاده‌اش نيابت مىكرد . نخستين كارى كه اين زن كرد آن بود كه شارل مارتل و زنش را گرفته به زندان فرستاد تا از شر رقابت او آسوده باشد . ولى بر اشراف نوستريا گران مىآمد سر به فرمان يك زن فرود آرند ، ازاين‌رو بشوريدند و يكى از زعماى خود موسوم به راجنفرد را به كاخبانى برگزيدند و ميان دو گروه نبرد درگرفت . طرفداران بلكترود منهزم شدند و او با نوهء خود به كلونيه رفت و راجنفرد زمام كارها را به دست گرفت . در اين اثنا شارل مارتل از زندان گريخت و جماعتى از ياران پدرش گردش را گرفتند و با نوستريا به نبرد پرداخت . راجنفرد از دوك او دو امير نيرومند اكوتين يارى طلبيد ولى از اين اقدام سودى نبرد . شارل مارتل عاقبت او را منهزم ساخت و لشكرش را پراكنده نمود و به تسليم و صلح وادارش كرد . بلكترود نيز با او پيمان صلح بست و از همهء حقوق خود چشم پوشيد . شارل مارتل از سال 720 به منصب كاخبانى رسيد و در اين منصب هيچ منازعى نداشت و بر همهء فرانكها اعم از اوستراسيا و نوستريا فرمان مىراند « 3 » . وضع پادشاهى فرانكها در آن هنگام كه مسلمانان به گاليا ( جنوب فرانسه ) وارد
هامش
( 3 ) . براى آگاهى از پادشاهى فرانكها و سرآغاز آن و حكومت دو خاندان مروونژيان و كارولنژيان رجوع كنيد به :IIV . hC engamellA'I ed eriotsiH : relleZ . taerG eht selrahC : nikgdoH . III II . hC