را آغاز نمود .
عبد الرحمان در آغاز فرمانروايىاش به بلاد مختلف اندلس سركشيد و كارها به نظام آورد و ادارهء آن را به مردان لايق و كافى واگذار نمود و تا آنجا كه مىتوانست در دفع فتن و قمع ستم كوشيد و كليساها و املاك غصبشدهء مسيحيان را به ايشان بازپس داد و امر خراج را تحت نظم آورد و آن را از روى عدل و مساوات بر همه مقرر داشت و به اصلاح لشكر و ولايت پرداخت و صفوف سپاه را از جنگجويان ولايات بينباشت . دستههايى نيرومند از سواران بربرى زير نظر فرماندهان نخبهء عرب تشكيل داد و شهرها و مرزهاى شمالى را براى دفاع استحكام بخشيد و مترصد بود تا هرگونه گرايش به آشوب و انقلاب را پايان دهد « 11 » .
اين انقلاب احتمال مىرفت كه از شمال آغاز شود و سردار آن اين بار يكى از زعماى مسلمان بود كه حكومت ايالات شمالى را داشت . اين زعيم انقلابى چه كسى بود ؟ روايات اسلامى با همهء شخصيت بارزى كه داشته و حوادثى كه ايجاد كرده از ذكر نامش خوددارى كردهاند . تنها ابن عذارى صاحب البيان المغرب به هنگام حكايت از حكومت هيثم بن عبيد الكنانى ، مىگويد كه او براى جنگ به سرزمين منوسه رفت « 12 » . مقرى نيز در آنجا كه سخن از حكومت هيثم مىگويد به اين جنگ اشاره مىكند كه به سرزمين منوسه رفت و آنجا را بگشود « 13 » . در آغاز از اين دو اشارهء كوتاه چنان بهنظر مىآيد كه منوسه نام جايى باشد . ممكن است منوسه شهر ماسون باشد زيرا هيثم در ضمن غزوات خود در خاك فرانسه به منوسه لشكر برده است ، ولى روايات مسيحى و فرنگى معاصر ، در همان ايام از يك شخصيت مسلمان نام مىبرند كه منوزا
azunuM
يا مونز
zenuM
نام داشته است و چنان كه آشكار است او برابر است با منوسه كه اين نام با يك سلسله حوادث مهم ، همراه است . ما به سبب مطابقتى كه ميان اين دو اسم است مىگوييم كه منوسه بنابر اقوال اين روايات مسيحى و فرنگى يكى از بزرگان مسلمانان بوده كه در برخى نواحى غربى پيرنه و سپتمانيا در آن سوى پيريه به نام حكومت اندلس فرمان مىرانده است . و اين واقعه در حوالى سالهاى 725
هامش
( 11 ) .. 38 28 . p . I . V . dibi : ednoC( 12 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب . ج 2 / ص 27 .
( 13 ) . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 109 .