شدند چنين بود . اين سومين بار بود كه مسلمانان فرانسه را مورد حمله قرار داده بودند و اين بار به فرماندهى سمح بن مالك بود . نخست به ايالت سپتمانياى گوتى حمله كردند و بر مراكز آن دست يافتند . سپس به شهر تولوز ( تولوشه ) پايتخت اكوتين لشكر بردند . او دو فرمانرواى آنجا يكى از اعضاى خاندان مروونژيان بود و در ميان همهء فرانكها در گاليا دليرتر از او نبود . در آن روزگار كه پادشاهى فرانك دچار تزلزل شده بود او اكوتين را مستقل اعلام كرد و سراسر گالياى جنوبى را از لوار تا پيرنه در تصرف آورد . گوتها و مردم باواريا ( بشكنس ) بدوگراييدند و او را هواى پادشاهى فرانك كه خود از آن خاندان بود ، در سر افتاد . پس براى نبرد با شارل مارتل لشكرى گران گرد آورد ، ولى چون در برابر خطر حملهء عرب واقع شده بود بناچار از تصميم خود بازايستاد .
سمح بن مالك بر سپتمانيا مستولى شد و در آنجا حكومتى اسلامى تأسيس نمود و اراضى را ميان عربها و ساكنان آنجا توزيع كرد و بر مسيحيان جزيه نهاد و آنان را در انجام مراسم دينى خود آزاد گذاشت . سپس به جانب مشرق روان شد تا - چنان كه گفتيم - به غزاى اكوتين رود . مردم باواريا ( بشكنس ) و گاسكنى به سختى مقاومت كردند ولى جمعشان پراكنده شد و سمح راهى تولوز ( تولوشه ) شد .
دوك اودو ، در اين هنگام لشكرى گران آراسته براى راندن عرب از سرزمينهاى خود پيش تاخت . سمح از اين واقعه خبر يافت و از نبرد تولوز منصرف شد تا در برابر دوك ياراى مقاومتش باشد و نيك مىدانست كه شمار سپاهيان دوك از آن او بسى بيشتر است . ميان دو لشكر نبردى هولناك درگرفت و خونها ريخته شد و از دو سو شمار كشتگان افزون گرديد . مسلمانان باوجود آنكه بهشمار كمتر بودند رشادتهاى شگرف نمودند و پيروزى ميان دو طرف دست به دست مىگشت . قضا را سمح سردار لشكر اسلام كشته شد و از اسب درغلتيد . نظام سپاه مسلمانان مختل شد و سراسر لشكر پريشان گرديد . مسلمانان پس از آنكه بهترين سربازان خود را از دست داده بودند به سپتمانيا بازگشتند . جمعى از سران و سرداران نيز كشته شده بودند .
اين واقعه در ماه ذوالحجهء سال 102 ه / نهم ژوئن سال 721 م بود « 4 » .
هامش
( 4 ) . كنده بر طبق مآخذ عربى كه از آنها نام نبرده تاريخ اين نبرد را سال 103 ه نقل كرده :