تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
خانوادگى خويش در علم فقه براعت يافت و در علوم شريعت و ادب به استادى رسيد . در شرايطى بود كه مىتوانست در ميان علماى زمان براى خود جايى باز كند ، ولى تقدير چنان خواست كه درگير كشمكشهاى سياسى شود . ابن ابى عامر باوجود درگير شدن با اين گونه كشمكشها در تمام عمر خود همچنان دوستدار علم و ادب باقى ماند و علما و ادبا و شعرا را با صلات و انعامات خويش مىنواخت و در هنگام فراغت و لهو آنان را به مجالس انس خود فرامىخواند و با ايشان به بحث و مناظره مىپرداخت و چون خود نيز شاعرى نيكو بود ، گاه موضوعى را به اقتراح مىگذاشت . يكى از خواص او در اين‌گونه مجالس كاتب بغدادى ابو العلاء صاعد بن الحسن بود . او در سال 380 ه از مشرق به اندلس رفته بود ، در ايامى كه ابن ابى عامر در اوج قدرت خويش بود . ابن ابى عامر مىخواست از او رقيبى براى ابو على القالى بتراشد كه پيش از اين در ايام عبد الرحمان الناصر و حكم المستنصر به اندلس آمده بود . پس او را مقرب خويش ساخت . ابو العلاء در مسجد مدينة الزاهره مىنشست و كتاب خود موسوم به الفصوص را براى ادباى قرطبه املا مىكرد . الفصوص كتابى است در آداب و اخبار و اشعار . ولى ادباى قرطبه آن را ناخوش داشتند و منكر بسيارى از مطالب آن بودند و ابو العلاء را به دروغ نسبت دادند و او را به سبب سرقات ادبى و شعرىاش رسوا ساختند « 20 » . با اين همه ابو العلاء صاعد اديبى بارع بود با روحى لطيف و ذهنى وقاد و بديهه‌گوى و حاضرجواب ، چنان كه بداهة بسيارى غرايب شعر مىآورد . المنصور را از او خوش مىآمد و مورد نواخت و رعايت خويش قرارش داد و نام او در ديوان نديمان ثبت كرد و برايش راتبه‌اى نيكو معين نمود . در اين ديوان نام چند تن ديگر از ادباى معاصر ثبت بود ، چون زيادة اللّه بن مضر الطبنى و ابن العريف و ابن التيانى و غير ايشان . ابو العلاء صاعد شاعر خاص او شد و در مدايح او قصايد پرداخت . ابن ابى عامر به هنگام تفرج در باغهاى الزاهره او را نيز با خود مىداشت و در مجالس ادب و انس به حضور مىپذيرفت . ابن بسام شرح مفصلى از اين مجالس ادبى كه او را با دوستان و نديمان خود از جمله ابو العلاء صاعد
هامش
( 20 ) . ابن بشكوال ، الصله ، ( طبعة القاهره ) ، رقم 40 .