شهر بود جز ناحيهء نهر ، چهل و هفت هزار و پانصد ذراع بود يعنى به قدر شانزده ميل « 12 » .
شمار ساكنان قرطبه بخصوص وقتى طوايف بربر به آنجا سرازير شدند يعنى در آغاز حكومت او رو به ازدياد نهاد ، چنان كه رواقها و صحنهاى مسجد جامع را گنجاى آنان نبود ، بخصوص در روزهاى جمعه . منصور چنان ديد كه در جانب شرقى مسجد جناح جديدى بيفزايد . زيرا ناحيهء غربى پيوسته به قصرها بود . در سال 387 ه / 997 م كار بنا را آغاز كرد و در كنار مسجد از شمال به جنوب زمينى را كه مساحت آن بهقدر مساحت اصلى مسجد بود جهت بنا آماده ساخت و كوشيد تا بيش از زيور و زينت ظاهرى از استحكام بنا برخوردار باشد و درست به قرينهء بناى قديمى ساخته آيد . براى اجراى چنين نقشهاى از بسيارى از خانهها و اماكن آن منطقه سلب مالكيت شد .
ابن ابى عامر مىكوشيد ياران خود را وادارد كه بهاى خانههاى مردم را عادلانه پرداخت كنند . با اين اقدام حجم مسجد دو برابر شد و زمينى را كه صد و هشتاد متر طول و صد و سى و پنج متر عرض داشت دربرگرفت . براى بناى اين مسجد خيل عظيمى از اسيران مسيحى را به كار واداشت . اينان در جنگهاى مختلف اسير شده بودند . گاه خود نيز در كار بنا شركت مىجست . شمار ستونهاى آن از كوچك و بزرگ به هزار و چهارصد و هفده عدد رسيد و شمار چلچراغهاى آن از خرد و كلان به دويست و هشتاد .
آنان كه در عهد ابن ابى عامر در آنجا موظف به كارى بودند از ائمه و قاريان و امنا و مؤذنان و خادمان و غير ايشان صد و پنجاه تن بودند . مسجد جامع و حوالى آن خود به عنوان ربضى مستقل داراى عريف و نگهبانان جداگانه بود « 13 » . جناحى كه منصور به مسجد قرطبه افزوده است تا به امروز با همهء رواقها و طاقها و ستونهايش برپاست و با آنكه طاقهاى دو سوى آن را به كليسا و معابد تبديل كردهاند باستانشناسان آنجا را « مسجد منصور » مىنامند . « 14 »
المنصور محمد بن ابى عامر پل قرطبه را بر روى رود وادى الكبير تجديد بنا كرد . اين پل پشت مسجد جامع است . در اصل پل رومى بود . سمح بن مالك امير
هامش
( 12 ) . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 103 .
( 13 ) . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 103 .
( 14 ) . رجوع كنيد به : ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 306 - 308 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 257 . نيز كتاب من : الاثار الاندلسية الباقية ، ص 18 - 28 .