و درهها و گردنهها را زير پى سپرد تا از رود منيو ( يا منهو ) عبور كرد و همچنان به محاذات ساحل پيش مىرفت . در راه چند دژ را تصرف كرد و چند دير كهن را ويران ساخت . مسيحيان به جزاير روبهروى ساحل گريختند . مسلمانان از گدارها گذشتند و بسيارى را به اسارت گرفتند . سپس كوهها و بيابانهاى مجاور اقيانوس را طى كردند و همهء مسيحيانى را كه به آن نواحى پناه آورده بودند ، راندند و غنايم بسيار حاصل كردند . آنگاه از كوهستانها به دشتها آمدند و شهر ايليا ( ايريا ) را تاراج و خراب كردند .
اين شهر نيز از زيارتگاههاى مشهور آنان بود . مسلمانان در روز چهارشنبهء دوم شعبان برابر يازدهم اوت همان سال به شنت ياقب درآمدند . شهر را به كلى خالى يافتند ، زيرا در همان هنگام كه جنگجويان مسلمان به شهر نزديك مىشدند اهالى از آنجا گريخته بودند . مسلمانان به شهر درآمدند و باروها و كاخهاى تاريخى و كليساى بزرگ آن را ويران كردند و همهء ذخاير و نفايس آن را بردند . ابن ابى عامر فرمان داد به قبر يعقوب حوارى كه در وسط كليسا بود نزديك نشوند و آن را محافظت كنند . ابن ابى عامر در تمام كليسا هيچ كس جز پيرمردى را كه بر سر قبر نشسته بود نيافت . از او پرسيد چرا از اينجا نرفته است ، گفت كه من مونس يعقوبم . ابن ابى عامر او را به حال خود گذاشت و برفت . مسلمانان دروازههاى شهر و ناقوسهاى كليساى بزرگ را كندند و اسيران مسيحى آنها را بر دوش خود حمل كردند و تا قرطبه بردند . اين درها را بعدها در بخشى كه ابن ابى عامر بر مسجد جامع افزود نصب كردند و ناقوسها را نيز چون چلچراغهايى از سقف بياويختند .
المنصور بن ابى عامر پس از اين پيروزى بر سر برمودو لشكر برد و در اطراف مملكت او دست به كشتار و تاراج زد . هيچ كس را ياراى آن نبود كه در برابرش مقاومت كند . ابن ابى عامر به ساحل اقيانوس رسيد نزديك شهر كرونيه ( قرجيطه ) . سپس به جنوب سرازير شد تا رسيد به اراضى آن گروه از زعماى مسيحى كه با او دوستى داشتند . اينان در اين جنگ با او همراهى كرده بودند . ابن ابى عامر فرمود به آنان آسيبى نرسانند و همچنان برفت تا به شهر لاميگو رسيد - در شمال پرتغال امروزى - ( اين شهر را در روايات اسلامى لميقه گفتهاند ) . در آنجا هدايا و خلعتهاى فاخرى بر زعماى مسيحى ارزانى داشت و آنان را به بلادشان بازگردانيد و فتحنامه به دار الخلافه فرستاد .
سپس به همان طريق پيشين از رود دويره بگذشت و به قرطبه بازگرديد . شمار كثيرى
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 555
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٥٥٥