تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
باشد . ولى زيرى از لقب وزارت نه تنها خوشدل نشد كه ناخشنود گرديد ، زيرا او خود را در مقام امارت تلقى مىكرد . پس از دريا بگذشت و به العدوه در مغرب آمد ، تلخكام و نوميد . چون وارد طنجه شد ، دريافت كه دشمنان سرسختش بنى يفرن و اميرشان يدو بن يعلى فرصت غنيمت شمرده به فاس آمده‌اند و آنجا را تصرف كرده‌اند و بسيارى از رجال قبيلهء مغراوه را كشته‌اند . زيرى شتابان به سوى فاس راند و قواى خود گرد آورد . ميان دو قبيلهء مغراوه و بنى يفرن چند جنگ درگرفت كه بسيارى از دو گروه كشته شدند و به هزيمت بنى يفرن و كشته شدن اميرشان يدو بن يعلى انجاميد . زيرى در سال 383 ه سر او را براى المنصور فرستاد . زيرى پس از هزيمت بنى يفرن و ركود كارشان نيرومندترين امراى مغرب شد و قلمرو او در ساير نواحى مغرب بسط يافت . زيرى همچنان به ظاهر نسبت به محمد بن ابى عامر اظهار وفادارى مىكرد و دعوت بنى اميه را ادامه مىداد ، ولى در دل هوسهاى ديگرى مىپخت . چون فاس در جانب غربى بلاد مغرب بود و به مواطن قبايلى كه دشمن او بودند نزديك بود نمىتوانست نقشه‌هاى خود را عملى سازد . اين بود كه آهنگ شهرى تازه براى مركز دولت خود نمود . زيرى شهر وجده را در جنوب شرقى مليله و در جنوب غربى تلمسان و نزديك به آن بساخت و در قصبه‌اى استوار قصرى بنا كرد و گرداگرد آن را بارويى ستبر كشيد و اموال و ذخاير خود به آنجا برد و خاندان و حشم خود در آنجا نهاد . در سال 386 ه / 996 م آنجا را به عنوان مركز فرمانروايى خود برگزيد . وجده در ميان دو مغرب ، مغرب اوسط و مغرب اقصى افتاده بود و موقعيتى شايان داشت « 22 » . * اكنون اندكى حوادث مغرب را رها مىكنيم و به حوادث اندلس بازمىگرديم . محمد ابن ابى عامر چنان كه سنت او بود به غزو ممالك مسيحى لشكر برد . اوضاع ليون به سبب وجود يك پادگان از لشكر مسلمانان در آنجا براى فرمانروايانش مطلوب
هامش
( 22 ) . السلاوى ، الاستقصاء ، ج 1 / ص 92 .