تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
به آتش كشيدند و بيشتر مردمش را كشتند و چون رفتند جز بيابانى برجاى ننهادند . « اودلرادو » نايب كنت برشلونه در ميان اسيران بود . او را به قرطبه بردند . ساليان دراز در آنجا در اسارت ماند . ظاهرا المنصور محمد بن ابى عامر نمىخواست برشلونه را براى هميشه نگهدارد ، بلكه مىخواست قواى مسيحيان را در اين‌جانب سرزمينهاى دور شبه‌جزيرهء اسپانيا درهم شكند . * تا المنصور محمد بن ابى عامر لشكر خود به قرطبه بازگردانيد گرفتار حوادث مغرب شد . پيش از اين به هنگام سخن از عبد الرحمان الناصر و نيز پسرش حكم المستنصر از كشمكشى كه در مغرب اقصى ميان فاطميان از آغاز تشكيل دولتشان در افريقيه و امويان اندلس برپا شده بود ، حكايت كرديم و ديديم كه حكم المستنصر چگونه پس از يك سلسله حوادث و جنگهاى خونين كه ميان او و فاطميان و هم‌پيمانانشان ادريسيان مغرب درگرفت ، توانست به قدرت شيعه و ادريسيان پايان دهد و چگونه ادريسيان و زعيم بزرگشان حسن بن كنون در سال 363 ه تسليم او شدند و حسن مدتى در كنف حمايت او در قرطبه زيست ، سپس پس از دو سال همگى از قرطبه بيرون آمدند و به مصر رفتند و در ظل حمايت خليفهء فاطمى مصر العزيز باللّه بياسودند . العزيز باللّه فاطمى در اوايل خلافتش سرگرم راندن قرمطيان از مصر و شام بود . چون قرمطيان به هزيمت رفتند و در سال 368 ه خطرشان زايل شد خليفهء فاطمى به امور مغرب روى آورد ، بدين آهنگ كه دعوت فاطميان را به مغرب اقصى بازگرداند و دعوت مروانيان را براندازد . العزيز باللّه به نايب خود در افريقيه ( تونس ) بلكين بن زيرى بن مناد صنهاجى فرمان داد كه سپاه خود به مغرب برد . بلكين در سال 369 ه لشكر در حركت آورد و بر شهر فاس مستولى شد و امراى زناته و ديگر قبايل را كه در برابرش مقاومت مىكردند تارومار كرد . اين اميران همگى به شمال گريختند و در شهر سبته متحصن شدند و نزد محمد بن ابى عامر كس فرستادند و از او يارى خواستند . ابن ابى عامر به جعفر بن على بن حمدون معروف به الاندلسى كه از زعماى زناته بود فرمان داد به جنگ بلكين رود ، و به سپاه و اموال يارىاش داد . ديگر رؤساى قبايل نيز