تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
خارج شد . جماعتى از نويسندگان و شاعران نيز با او بودند و در خلال سفر در مجلس او حاضر مىآمدند . گويند كه اين جنگ بيست و چهارمين جنگ او بود . ابن ابى عامر به سوى جنوب راند و به البيره ( غرناطه ) درآمد . سپس به سوى دشت فلورقه به مشرق راند و از تدمير و مرسيه گذشت . بيست و سه روز در مرسيه مهمان احمد بن دجم بن خطاب و پسرش ابو الاصبغ موسى بود . ابن خطاب از بزرگترين مردان اندلس بود و از حيث وجاهت و توانگرى و بخشندگى بىمانند . در حقيقت تعجب‌آور است كه كسى بتواند در چنان مدتى چنومردى و حواشى و لشكرش را مهمان كند و آن همه هزينه به عهده گيرد و دست سخا بگشايد و در عشرت صحنه‌هايى بروز دهد كه تنها در داستانهاى هزار و يك شب توان يافت . ابن خطاب با اين اقدام در عداد يكى از دوستان المنصور درآمد و در نزد او مقامى شامخ يافت « 17 » . المنصور از اين پس با سپاه خود عازم شمال شد . آهنگ شهر مرزى بزرگ برشلونه را داشت . برشلونه از آغاز فتح اسلامى قريب يك قرن در دست مسلمانان بود و از مهمترين ثغور شمال‌شرقى اندلس به‌شمار مىآمد ، ولى پادشاه فرنگان شارلمان يا كارل كبير در سال 801 م / 185 ه در ايام حكم بن هشام پس از محاصره‌اى طولانى و پس از آنكه مسلمانان به وجهى نيكو از آن دفاع كردند ، آنجا را در تصرف آورد . فرنگان برشلونه را مركز ولايت گوتى كه بعدها رشد كرد ، قرار دادند . كنتهاى گوتى ، حاكمان آن توانستند با گذشت زمان آن سرزمين را خود از دست فرنگان بستانند و آن را امارتى مستقل گردانند . اين امارت همان امارت قطلونيه است كه مدتى استقلال خود را حفظ كرد و پس از آن در مملكت نيرومند آراگون مندمج شد « 18 » . المنصور محمد بن ابى عامر سپاه خود را در قطلونيه به جنبش آورد و لشكر امير آن كنت بوريل را در اواخر ماه ژوئن درهم شكست و در اوايل ماه ژوييه بر اراضى خارج شهر برشلونه مشرف گرديد . هنوز چند ماهى نگذشته بود كه مسلمانان به شهر حمله كردند و در روز دوشنبهء نيمهء صفر سال 375 ه / ششم ژوييهء سال 985 م به شهر درآمدند « 19 » و آن را ويران ساختند و
هامش
( 17 ) . ابن الابار در الحلة السيراء ، به نقل از ابن حيان و ابن فياض ، ص 251 ، 252 و 253 . ( 18 ) . رجوع كنيد به همين كتاب ، ص 252 . ( 19 ) . روايات مسلمانان با روايات مسيحيان در اين باب متفق است . رجوع كنيد به ابن الخطيب ، الاحاطه ، ج 2 / ص 71 . همچنين :932 . p . II . loV . tsiH : yzoD .