لشكرش از كار بازنمانده و هر دسته و گروهى را كه مىفرستاده پيروز باز مىگشته است . » « 12 »
در روايات اسلامى از علل اين نبردهاى پىدرپى به اجمال سخن رفته است ، ولى حقيقت اين است كه ابن ابى عامر در اين سلسله جنگها يك هدف مهم سياسى را تعقيب مىكرده است كه امراى پيشين اندلس در آن باب نمىانديشيدهاند يا برايشان وسيلهء تحقق بخشيدن به آن نبوده است ، و آن اين است كه ابن ابى عامر مىخواست ممالك مسيحى اسپانيا را به كلى از ميان ببرد و اقوامى را كه خواهان استقلال ملى بودند نابود سازد و سراسر شبه جزيره را زير فرمان خلافت درآورد . ابن ابى عامر در جنگهايش روشى بر خلاف امرا و سران سلف خود داشت ، بدين معنى كه اينان بيشتر جنگهايشان جنبهء دفاعى و رد حملات مسيحيان را داشت و حال آنكه ابن ابى عامر خود آغازگر جنگ بود و هرگز با دشمنان صلح و مصالحه نمىكرد و جز پيروزى كامل هيچ چيز قانع نبود .
به زودى خواهيم ديد كه جنگهاى ابن ابى عامر با آنكه او در پى رسيدن به چنان هدفى عالى بود و با آنكه مردى پيروز جنگ بود ، هرگز از شيوه و رسم كلى جنگهاى اسلامى تجاوز نكرد . او نيز غالب نبردهايش چون امراى پيش از خود در تابستان انجام مىگرفت و نتيجهاى برتر از آنچه آنها حاصل مىكردند ، حاصل نمىكرد .
ابن ابى عامر پس از فراغت از كار غالب ، به مملكت ليون لشكر برد تا پادشاه آن راميروى سوم را كه به يارى دشمن او غالب لشكر فرستاده بود ، گوشمال دهد .
راميرو با اين عمل خود ، در امور داخلى اندلس دخالت كرده بود . محمد بن ابى عامر آهنگ شهر استوار سموره در شمال شلمنقه نمود و در اوايل سال 371 ه / 981 م شهر را محاصره كرد ، ولى نتوانست به زودى بر قلعهء آن دست يابد . ازاينرو قلعه را رها كرد و در آن حوالى دست به كشتار و تاراج زد . سپاهيانش از ويرانى و قتل لحظهاى دريغ نكردند و صدها روستا و مزرعه را به آتش كشيدند . مسيحيان سر در بيابانها و درهها و كوهها نهادند . راميروى سوم نزد گارسيا فرناندز كنت قشتاله و سانچو پادشاه ناوار رفت و هرسه براى نبرد با ابن ابى عامر پيمان بستند و نيروهاى مشتركشان براى رويارويى با او در حركت آمد . در خارج شهر روضه ، جنوب
هامش
( 12 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 148 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 8 / ص 224 و ج 9 / ص 12 .