تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
فروافتادن غالب را چنين بيان مىدارد كه : « غالب اسب خود بجهانيد و جبههء جنگ را رها كرد و به خندقى كه در يك سوى لشكرگاه بود ، كناره گرفت . يارانش پنداشتند كه به قضاى حاجت مىرود . چون دير آمد جمعى بدان سوى اسب راندند ، ديدند كه از اسب به زير افتاده و مرده است . در پيكر او هيچ نشانى از ضربت شمشير يا تير ديده نشد . اسبش نيز در كنارش ايستاده بود و دهنهء خود را مىجويد . كس سبب مرگ او درنيافت . چون يارانش چنان ديدند هريك به نحوى مىخواست از كشتهء او بهره‌اى جويد . بعضى نزد ابن ابى عامر شتافتند و خبر بدادند . ابن ابى عامر باور نكرد تا كسى آمد و انگشترى او آورد و ديگرى دست او آورد و ديگرى سر او را » . ابن ابى عامر قساوت به حد اعلى رسانيد و فرمان داد پيكر خصم دليرش را مثله كردند و پوستش را از كاه بينباشت و بر در قصر قرطبه بياويخت و سرش بر دروازهء شهر الزاهره آويختند . فيلسوف ابن حزم كه در آن ايام جوانى بوده به هنگام فرود آوردن سر و ويران كردن شهر در سال 399 ه / 1008 م خود آن را ديده است « 10 » . * از اينجا يك سلسله نبردهايى ميان ابن ابى عامر و ممالك مسيحى اسپانيا درمىگيرد . ابن ابى عامر خود در اين نبردهاى بىامان شركت دارد و عاقبت از همه پيروزمند بيرون مىآيد و در هيچ يك منهزم نمىشود . در بسيارى از روايات اسلامى از جنگهاى ابن ابى عامر سخن رفته و گفته‌اند كه بيش از پنجاه غزوه بوده است ، ولى دربارهء آنها تفصيل داده نشده و به‌طور واضح مشخص نيست كه در چه زمانى و در چه مكانى اتفاق افتاده‌اند « 11 » . ابن خلدون در اين باب گويد : « او براى نبرد خود به دار الحرب مىرفت . در ايام فرمانروايىاش پنجاه و دو جنگ كرده و در هيچ جنگى شكست نخورده و
هامش
( 10 ) . رجوع كنيد به ابن حزم در رسالهء نقط العروس ( نشر يافته در مجلة كلية الاداب در قاهره ، دسامبر سال 1951 ) ، ص 81 و 82 . ( 11 ) . ابن الابار در حلة السيراء گويد كه مورخ بزرگ ابو مروان بن حيان در كتاب بزرگى كه در اخبار دولت عامرى تأليف كرده از اين جنگها به تفصيل سخن گفته ، ولى اين كتاب هنوز به دست ما نرسيده است . ص 149 .