صبح در تمام عهد حكم در دربار و دولت از نفوذى بىپايان برخوردار بود .
حكم به خلوص نيت و دورانديشى و عقل او اعتماد كامل داشت ، ازاينرو در كارهاى مهم با او مشورت مىكرد و به سخن او گوش مىداد . در تعيين وزرا و رجال و خواص سخن برتر سخن او بود . حاجب جعفر بن عثمان المصحفى در ارضاى خاطر او مىكوشيد و از اين راه در نزد او و نزد حكم صاحب نفوذ و اعتبار شده بود . حال براين منوال بود تا آنگاه كه مردى كه مقدر شده بود در آتيه در سرنوشت اندلس نقشى اساسى داشته باشد وارد ميدان شد . اين شخصيت كه بارها از او نام بردهايم و در اواخر عهد حكم مدير شرطه و ناظر خاص بود محمد بن ابى عامر نام داشت .
محمد بن عبد اللّه بن محمد ابى عامر المعافرى از يكى از خاندانهاى اصيل عرب بود .
جدش عبد الملك بن عامر المعافرى از نخستين جنگجويانى بود كه همراه با دو فاتح اندلسى موسى و طارق به اندلس آمده و در فتح اندلس دليريها نموده بود . خاندان بنى عامر در جزيرة الخضراء فرود آمدند و حصن طرش را در كنار نهر وادى ياره كه در نزديكى جبل الطارق به دريا مىريزد به اقطاع او دادند . عبد الملك بن ابى عامر مردى دانا و صاحب جاه بود . بيشتر پسرانش مناصب قضايى و ادارى را عهدهدار بودند . محمد بن ابى عامر در حصن طرشزاده شد و دوران كودكى خويش را در آنجا گذرانيد . پدرش عبد اللّه كه ابو حفص كنيه داشت اهل علم و تقوا بود و از حديث و فقه آگاه . مادرش بريهه دخت يحيى از قبيلهء بنى تميم بود . محمد با رسوم و سنن خاندان خود پرورش يافت و تحصيل علم را بر هر كارى برترى داد . در جوانى به قرطبه آمد و در مدارس قرطبه به جد مشغول تحصيل گرديد و در ادب و علوم شريعت براعت يافت . از استادان او يكى علامهء لغوى ابو على القالى بغدادى بود . ديگر از استادان او ابوبكر بن القوطيه و محدث ابوبكر بن معاوية القرشى بودند . محمد جوانى جوياى نام بود با ارادهاى قوى و صفات و سجايايى عالى . در بيشتر روايات معاصران او و كسانى كه پس از آنها بودهاند از اين گونه صفات و سجاياى او ياد شده است « 9 » .
هامش
( 9 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 148 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 274 . ابن بسام الذخيره ، القسم الثانى ، ج 1 / ص 243 . ابن الخطيب ، الاحاطه فى اخبار غرناطه ، ( قاهره ، 1956 ) ، ص 474 .