تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥

فصل دوم هشام المؤيد باللّه

چون حكم المستنصر باللّه ، در روز دوم صفر سال 366 ه درگذشت ، دو خواجه‌سراى او فائق و جؤذر خبر مرگ او را از ديگران پنهان داشتند و به ضبط امور قصر پرداختند و براى به جريان انداختن كارها برطبق نقشه‌اى كه خود طرح كرده بودند به تدبير پرداختند . اين نقشه منحصرا براى كنار زدن هشام از جانشينى پدر و برگزيدن عم او مغيرة بن عبد الرحمان الناصر به حكومت بود . غلامان صقلابى درون قصر قريب به هزار تن بودند و در كارها نفوذى عظيم داشتند . از جمله وظيفهء نگهبانى دستگاه خلافت نيز بر عهدهء آنان بود . اين نگهبانان بيشترشان از صقالبه و مزدوران بودند . بنابراين غلامان سرايى نيروى عظيمى بودند كه هركس را به وحشت مىافگندند . فائق وجؤذر ، جعفر بن عثمان المصحفى را فراخواندند و او را از مرگ خليفه و تصميمى كه براى بر تخت نشاندن مغيره داشتند ، آگاه كردند . حاجب به ظاهر تأييد و تحسين كرد و وعده داد كه براى تحقق يافتن اين برنامه خواهد كوشيد . آنگاه بيرون آمد و برفور درهاى قصر را ببست و ياران خود كه همه از خواص حكم بودند ، چون زياد بن افلح از موالى حكم و قاسم بن محمد و محمد بن ابى عامر و هشام بن محمد بن عثمان و غير ايشان را بخواند و در همان وقت همهء ياران و پيروان خود از