تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
روى پلهاى زيبا از سر كوه آب به آنها كشيد . قرطبه با آنهمه مساجد و مدارس و كليساها و خانه‌ها و آن كوچه‌ها و خيابانها با آنكه پانصد هزار سكنه را در خود جاى داده بود جوابگوى نيازهاى چنان كشورى نبود و همواره ايجاب مىكرد كه بر بناهاى عظيم و قصرها و ميدانهاى پهناور آن افزوده شود . عدم وسعت قرطبه از همان آغاز فرمانروايى عبد الرحمان الداخل آشكار بود . ازاين‌رو او رصافه را در خارج شهر احداث كرد تا جايگاه سكونت و تفرج بزرگان مملكت و وابستگان دربارى باشد . چون الناصر لدين اللّه پايه‌هاى مملكت خويش استوار كرد و دشمنان داخلى و خارجى را سركوب نمود ، در صدد برآمد كه نشانه‌هاى قوت و شوكت خويش آشكار كند . نخست در كنار شهر قرطبه محلهء عظيمى براى سرايهاى خلافت احداث كرد و مدينة الزهراء را بنا نهاد . احداث مدينة الزهراء داستانى دارد كه غالبا مانند علت بناى شهرهاى بزرگ با اساطير و افسانه‌ها آميخته است . در اينجا سخن از اين نيست كه الناصر نيز چون قسطنطين خواب ديد كه به او مىگويند شهر قسطنطينيه را بسازد ؛ سخن در اين است كه خليفه را كنيزى سوگلى بود به نام زهرا و اين كنيز او را الهام كرد كه آن شهرك عظيم را در خارج شهر احداث كند ، زيرا يكى از زنان خليفه مرده بود و مالى فراوان برجاى نهاده بود . الناصر فرمان داد كه آن مال را فديهء اسيران مسلمان سازند ، ولى اسيرى كه به فديه آزاد شود نيافتند . در اين هنگام زهرا گفت با آن مال شهركى بنا كنند و آن را به نام او مدينة الزهراء بنامند . ولى ما ترجيح مىدهيم كه به‌جاى اين حكايت بگوييم كه عبد الرحمان الناصر را عوامل ديگرى به بناى مدينة الزهراء واداشت و آن علاقه و اشتياق او به نشان دادن عظمت دولت خود بود و اصولا او را به برآوردن بناهايى كه در طول قرنها برجاى بماند و از عظمت بانيان آن حكايت كند ميلى وافر بود . از اين ابيات كه به او نسبت داده‌اند ، چنين انگيزه‌اى به خوبى نمودار است :
همم الملوك اذا ارادوا ذكرها * من بعدهم فبألسن البنيان اوما ترى الهرمين قد بقيا و كم * ملك محاه حوادث الازمان
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 429 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان