تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
فرستاد تا با نيروهاى فاطمى كه به سردارى جوهر صقلى در برابر سواحل مغرب موضع گرفته بودند درآويزد . المعز لدين اللّه سردار خود جوهر را در سال 347 ه با لشكرى عظيم به مغرب اقصى فرستاده بود . زعيم صنهاجه زيرى بن مناد نيز با سپاه خود همراه او بود . جوهر سواحل شمالى مغرب را تا درياى محيط درنورديده بود و به فاس فرود آمده و آنجا را به جنگ گرفته بود . عبد الرحمان الناصر پيشروى فاطميان را زير نظر داشت و ناوگان خود را همچنان آماده مىداشت . به ناگاه سپاهيان اندلس از راه سبته حمله‌اى به مغرب كردند و در همانجا بماندند تا فاطميان از آنجا دور شدند « 40 » .

4

قيام خلافت فاطمى در ساحل ديگر درياى مديترانه و رواج دعوت ايشان تا مغرب اقصى ، نزديك سواحل اندلس يكى از عواملى بود كه عبد الرحمان الناصر را واداشت كه ميراث معنوى بنى اميه را علاوه بر ميراث سياسى آن احيا كند . مؤسس اين سلسله عبد الرحمان الداخل مانع دعوت بنى عباس در اندلس شد ، ولى به دولت خويش رنگ خلافت نداد و خود به همان لقب امير اكتفا كرد . فرزندانش نيز پس از او چنين كردند . با آنكه دولت اموى اندلس در عهد حكم بن هشام و پسرش عبد الرحمان الاوسط چنان توانى داشت كه كوس خلافت زند ولى امراى بنى اميه هرگز نمىخواستند با عنوان خلافت با بنى عباس درگير رقابت شوند . بعضى مىگويند كه اينان خلافت را ميراث اهل بيت مىدانستند و به عدم لياقت خويش آگاه بودند ، زيرا « از حجاز كه مركز اصلى عرب و دين اسلام است و از دار الخلافه كه مركز عصبيت بود ، دور افتاده بودند » . امويان اندلس خلافت را حق كسى مىدانستند كه حرمين مكه و مدينه را
هامش
( 40 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 138 و 141 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 8 / ص 119 . المقرى نفح الطيب ، ج 1 / ص 169 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 219 و 220 و 225 و 237 و 238 . رجوع كنيد به :561 461 . p . II . loV . tsiH : yzoD .