به اراضى ليون تاختن كردند . جنگ داخلى به پيروزى اردونيو و بر تخت نشستن او انجاميد . اردونيو صلاح در آن ديد كه با عبد الرحمان الناصر عقد صلح بندد و سفيرى روانه دارد كه مراتب مودت او را به سمع الناصر برساند . الناصر پيشنهاد صلح را بپذيرفت و با او پيمان بست . اردونيو تعهد كرد كه بعضى از قلاع مرزى را تعمير كند و بعضى را ويران سازد . اين معاهده در سال 955 م منعقد شد . ولى برادرش سانچو با آن به مخالفت برخاست و از اجراى آن ممانعت ورزيد . عبد الرحمان الناصر ناچار شد كه جنگ از سر گيرد . سردار سپاه خود احمد بن يعلى را با سپاهى به ليون فرستاد .
احمد بن يعلى سپاه مسيحيان را شكست داد و ميان دو گروه بار ديگر پيمان صلح بسته شد و اين رابطهء دوستانه تا چندى همچنان برقرار بود .
3
عبد الرحمان الناصر در همان حال كه به سختى سرگرم جنگ با شورشيان و مسيحيان داخل شبهجزيرهء اسپانيا بود از دعوت فاطميان كه شمال افريقا را درمىنورديد غافل نبود ، زيرا اين دعوت تا مغرب اقصى و سبته هم نفوذ كرده بود و اينك سواحل اندلس را تهديد مىكرد . دعوت فاطميان براى اندلس ، هم خطر دينى بود و هم خطر سياسى . اين دعوت در آغاز كار خود مصر و مغرب در دو سوى افريقيه را مورد تهديد قرار داده بود و از آن هنگام كه عبيد اللّه المهدى نخستين خلفاى فاطمى قيام كرده بود ، سپاهيان خلافت جوان فاطمى از مركز خود در تونس ، به مغرب و مصر راه يافته بودند . پيشروى سپاه فاطمى به جانب مغرب حكومت قرطبه را به فغان آورده بود ، زيرا سواحل مغرب همواره پايگاه نبرد با اندلس و اولين خط دفاعى آن مىبود .
شورشيان اندلس هميشه چشم به سواحل مغرب مىداشتند و با فاطميان مذاكره مىكردند و بر ضد حكومت قرطبه توطئه مىنمودند . عبد الرحمان بر خود لازم مىدانست كه اين خطر جديد را پيش از آنكه جاى پاى محكم كند از ميان بردارد . پس در سال 319 ه / 931 م ناوگان نيرومندى به سبته فرستاد و آن را از دست واليان آن