بود به غارت برد . حتى قرآن و زره عبد الرحمان نيز به باد غارت رفت « 34 » .
روايت مسيحى مىگويد : عبد الرحمان با سپاه خود به سيمانقه كه در نزديكى رود دويره و در مشرق سموره واقع است در حركت آمد . راميرو و همپيمانش تيودا ( طوطه ) با سپاه خود برسيدند . در پنجم ماه اوت سال 939 م ميان دو لشكر جنگ درگرفت . سران عشاير در جنگ سستى كردند و از برابر مسيحيان بازپس نشستند .
ولى حادثهاى پيش آمد كه مسلمانان منتظر آن نبودند و آن اينكه چون مسيحيان به تعقيب آنان پرداختند و در آن پاى فشردند مسلمانان راه جنوب غربى را گرفته روى در گريز نهادند تا در جنوب شملنقه بهجايى رسيدند موسوم به انديگا يعنى خندق . در آنجا درنگ كردند تا در عين خستگى و ماندگى بازگردند و بر لشكر مسيحيان حمله كنند ، ولى مسيحيان با دليرى تمام به حمله پاسخ گفتند و مسلمانان به سختى شكست خوردند .
مسيحيان دست به كشتن و اسير كردن گشودند . در سپاه اسلام اختلالى عظيم پديد آمد و افواجى به كلى نابود شد . سردار آن نجدهء صقلبى كشته شد و محمد بن هشام حاكم سرقسطه اسير گرديد و لشكرش متفرق شد . محمد بن هشام با لشكر خود در كنار عبد الرحمان مىجنگيد . او را بسته به ليون بردند . عبد الرحمان خود زخمهاى گران برداشته بود و با شگفتى از مرگ و اسارت نجات يافت و با چند تن از سواران به قرطبه بازگرديد « 35 » . راميرو از تعقيب مسلمانان خوددارى كرد . گويند آنكه او را از تعقيب مسلمانان بازداشت امية بن اسحاق بود كه راميرو را از تعقيب لشكر شكست خورده منع كرد و به جمعآورى اموال و غنايمى كه بازپس نهاده بودند ترغيب نمود .
اگر راميرو مسلمانان را در هنگام فرار تعقيب كرده بود حتى يك تن هم از ايشان زنده نمىماند « 36 » . پيروزى راميرو در سراسر اروپا و عالم اسلام انعكاسى عظيم داشت .
اما اين شكست با همهء تلفاتش سبب شد كه اندلس باز هم به تقويت بنيهء رزمى و دفاعى خود بپردازد . چون عبد الرحمان الناصر به قرطبه بازگرديد در تنظيم و اصلاح لشكر خود سعى بسيار نمود و آن را از عوامل خطرناكى كه سبب اين فاجعه شده بودند
هامش
( 34 ) . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 36 و 37 .
( 35 ) .05 . p . II . B , neinapS ni nedajamo red ethcihcseG : hcabhcsA .همچنين :651 551 . p . II . loV . tsiH : yzoD .( 36 ) . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 165 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 8 / ص 115 .