تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
مبذول مىداشت « 4 » . در اواخر سال 302 ه / 915 م اندلس دچار قحطى شديدى شد . آذوقه كمياب و گران شد و بدبختى بر سراسر شهرها و ثغور سايه‌افگند . اين قحطى سال بعد هم ادامه داشت و مردم به رنجى توانفرساى گرفتار آمدند . از ديگر سو و با نيز با قحطى يار شد و شمار مردگان افزون گرديد . بسيار از رؤسا و وجوه نيز در زمرهء مردگان بودند . اين بلا و محنتى طاقت‌سوز بود . عبد الرحمان در اين سالهاى سخت دست كرم بگشاد و هرچه توانست از حيث ارزاق به مردم يارى رسانيد . ديگر بزرگان اهل دولت نيز از او پيروى كردند . تلاش و كوشش ايشان را اثرى بزرگ در تخفيف آلام و محنتهاى مردم بود و همين امر در چنان موقعيتى از شروشور عصيانگران فروكاست و در اقدامات خويش ناتوانشان گردانيد . ولى عبد الرحمان همچنان با چشم و دل بيدار مواظب حركات آنان بود و به تهيهء سازوبرگ رزم مىپرداخت . چون سالهاى قحطى و بيمارى پايان يافت عبد الرحمان نيز لشكركشيهاى خويش از سر گرفت . سردار خود احمد بن محمد بن ابى عبده را به غزاى سرزمين مسيحيان فرستاد . و ما به زودى در باب جنگهاى او با اسپانياى مسيحى سخن خواهيم گفت . عبد الرحمان وزير خود اسحاق بن محمد القرشى را به ايالت تدمير و بلنسيه گسيل داشت . اسحاق بن محمد به تعقيب اهل خلاف پرداخت و دژ اوريوله را از شورشيان بستد و شورشگران شهر حامه را به تسليم واداشت . بدر حاجب نيز به شهر لبله لشكر برد و يكى از شورشگران ، عثمان بن نصر را در سال 304 ه / 917 م اسير كرد و با يارانش بند برنهاده به قرطبه فرستاد . يكى ديگر از شورشگران به نام حبيب بن سواده در قرمونه بود . حبيب پيمان خود شكسته و به قرمونه بازگشته بود و چنان مىنمود كه در آنجا موضع گرفته است . عبد الرحمان بدر حاجب را با لشكرى نيرومند بر سرش فرستاد . بدر قرمونه را محاصره كرد و آن را در زير ضربه‌هاى شديد منجنيق گرفت و فتح كرد و حبيب و فرزندش را بگرفت و در بند نمود و به قرطبه گسيل داشت . اين جنگ در ربيع الاول سال 305 ه بود « 5 » . در ماه ربيع الاول سال بعد ، يعنى در سال
هامش
( 4 ) .. 301 . P . II . loV . tsiH : yzoD( 5 ) . همان اوراق خطى ويژهء عهد الناصر ، ص 55 و 56 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 403 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان