تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
خود كه در آنجا موضع گرفته بود بماند ، ولى بعد تصميم به جنگ گرفت . به جنگ بيرون آمد ، ولى منهزم شد و حفص بن المره دليرترين سرداران ابن حفصون و باتجربه‌ترين آنان كشته شد . چوق لشكر امير به قرطبه بازگرديد ، ابن حفصون بار ديگر آمادهء انتقام شد . عاقبت لشكر گردآورده به استجه تاخت و بار ديگر بر آن مستولى گرديد . اين پيروزى در سال 284 / 897 م بود « 1 » . استجه در جنوب غربى پايتخت و در نزديكى آن بود . امير عبد اللّه سپاهيان خود را از اطراف فراخواند و در سال - بعد 285 ه - پسر خود ابان را به قتال عمر بن حفصون فرستاد . از سرداران قرطبه احمد بن ابى عبده همراه ابان بود . ابان جزيرة الخضراء را زير پى سپرد و دژهاى خارج از ناحيه را تصرف كرد تا به طريف رسيد . سپس از طريف رهسپار ببشتر شد و سپس به ارشدونه راند و آنگاه به البيره و حصن شلوبانيه . ميان او و قواى ابن حفصون چند بار جنگ درگرفت . عاقبت لشكر قرطبه از راه وادى آش « 2 » به قرطبه بازگرديد . ولى اين حملات هيچ نتيجهء مهمى در بر نداشتند . حكومت قرطبه قانع شد كه براى انجام اين مهم نياز به سازوبرگ بيشتر دارد . در اين صورت مىتوانست تجاوز ابن حفصون را اقلا محدود كند . در سال 285 ه / 898 م ابن حفصون و محمد بن لب زعيم بنى قسى با يكديگر پيمان مودت بستند . محمد بن لب فرزند خود لب بن محمد را با جماعتى از لشكريان خود نزد ابن حفصون فرستاد تا رشته‌هاى اين مودت مستحكم‌تر گردد . ولى طولى نكشيد كه محمد خبر مرگ پدر را در برابر باروهاى طليطله شنيد ، ازاين‌رو پيش از آنكه كارى صورت گيرد از نزد ابن حفصون بازگرديد و بدين‌گونه پيمان دوستى قبل آنكه نضج بگيرد باطل شد . در سال 286 ه / 899 عمر بن حفصون اعلام كرد كه او و ديگر افراد خاندانش به كيش مسيحيت گرويده‌اند و براى خود يك نام مسيحى - صمويل - برگزيد . پدرش سالها پيش مسيحى شده بود و عمر بن حفصون نيز هرگز از روى حضور قلب به اسلام ايمان نياورد . ابن حفصون مدتها بود كه در نهان مسيحى بود ، ولى از بيم پراكنده
هامش
( 1 ) . ابن حيان ، المقتبس ، ص 108 . ( 2 ) . ابن حيان ، المقتبس ، ص 112 .