فصل چهارم حكومت عبد اللّه بن محمد بن عبد الرحمان
ب . اوج فتنه
1
شورش قبايل عرب در اشبيليه و باجه و البيره و تدمير و ديگر جايها حكومت قرطبه را از ادامهء نبرد براى خاموش ساختن شورش مولدين بازنداشت . قيام مولدين در واقع خطرناكتر بود و رسوخ و تأثيرش افزونتر . رهبر قيام مولدين در جنوب توانست بيشترين تلاش و فعاليت حكومت قرطبه را از اواخر عهد امير محمد به خود اختصاص دهد ، ولى شكست رهبر قيام در نبرد پلاى ( بلى ) در سال 278 ه / 891 م و پراكنده شدن قوايش سبب شد كه در عزم و ارادهء او خلل پديد آيد و بهطور موقت سركشيهايش محدود گردد . اما حكومت قرطبه به اين محدوديت موقت راضى نبود ، زيرا ابن حفصون را نيك مىشناخت و از ميزان خطر او آگاهى داشت و مىدانست كه در تجاوز و طغيان تا چه پايه است . از ديگر سو ابن حفصون براى گردآورى قوا و ذخيره كردن سازوبرگ نبرد مىكوشيد تا بار ديگر مبارزهء بىامان خود را آغاز كند .
هنوز دو سال از واقعهء پلاى نگذشته بود كه لشكرهاى تابستانى براى جنگ با ابن حفصون به جنبش آمد . در سال 281 ه / 894 م مطرف پسر امير عبد اللّه با لشكر اندلس رهسپار ريه شد و ابن حفصون را در دژ ببشتر محاصره كرد و در اطراف آن دست به خونريزى و غارت زد . در آغاز ابن حفصون چنان ديد كه در همان مكان استوار