تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
استجه را محاصره كرد تا تسليم شد و مردمش عفو و امان خواستند « 5 » . امير عبد اللّه از اين پس از پى ابن حفصون به ببشتر مركز اصلى او لشكر كشيد ، جايى كه آن مرد شورشگر پس از فرار به آنجا رفته بود و باز بسيارى از ياران او از مردم جزيره گردش را گرفته بودند . امير عبد اللّه در آن نواحى كشتار و تاراج به راه انداخت . ابن حفصون براى رويارويى با او بيرون نيامد ، ولى چون سپاه اندلس برگشت به تعقيبش رفت و با عقبدارها زدوخوردى كرد و بازگشت . اين واقعه در سال 278 ه بود . پس از اين پيروزى عظيم امير عبد اللّه سردار خود عبيد اللّه بن محمد بن ابى عبده را به وزارت خويش برگزيد و بدين‌گونه خدمات او را در راه حفظ تخت امارت و دولت خود سپاس گفت « 6 » . شعرا در ذكر واقعهء پلاى واستجه شعرها سرودند و فتوحات درخشان امير را ستودند ، از جمله قصيدهء طولانى ابن عبدربه است كه در آن گويد :
نجامستكنا تحت جنح من الدجى * و ليس يودى شكرنا انعم الجنح يودون ان الصبح ليل عليهم * و نحن نود الليل لو انه صبح اقادح نار كان طعم و قودها * بعينك فانظر ما اضاء لك القدح محا السيف ما زخرفت اول وهلة * و دونك فانظر بعد ذالك ما يمح فكم شارب منكم صحى بعد سكرة * و ما كان لولا السيف من سكره يصح كان « بلايا » و الخنازير حولها * مقطعة الاوصال انيابها كلح
هامش
( 5 ) . ابن حيان براين روايت چيزى افزون آورده است ( المقتبس ، ص 94 - 105 ) . نيز رجوع كنيد به البيان المغرب ، ج 2 / ص 126 و 127 . ابن خلدون ، ج 4 / ص 135 . دوزى تاريخ واقعه را 15 آوريل سال 891 م ضبط كرده . ولى آوريل مصادف با محرم سال 287 ه است ، در حالى كه جنگ در آغاز صفر بوده است . رجوع كنيد :37 - 86 . p . II . V . tsiH : yzoD( 6 ) . رجوع كنيد به المقتبس ، ص 100 .